تبليغاتX
انقلاب زرد ...AFGHANISTAN MANIFEST - گل گلشن گلفام

برای شما آرزوی سال نو خوش می کنم.

 

گل   گلشن   گلفام

 

به نام خداوندی که افغانستان را برای باشکوه بودن آفرید و به خداوندی خداوند سوگند که او نیز 

نمی خواهد روزگار مردم ما این گونه باشد .

 

چرا افغانستان این چنین دگرگون شد وپشت به گذشته ی پرشکوه خود (صد هزار 

سال ـتاریخ سکونت انسان در این سرزمین ـ و حداقل ۱۴ هزار سال تمدن ) 

کرد؟؟!!

هنگامی که به گذشته ی گلشن (افغانستان ) بنگریم کشتار روشنفکران  دانشمندان 

و گریختن آنها را  در هنگامه (زمان ) حکومت های عبد الرحمان تا ظاهر

و داوود و رجیم کمونیستی و رجیم های مجاهدین و طالبان  می بینیم .

هنگامی که بزرگان و روشنفکران  بر بالای دار و در سیاه چال ها برده شدند

کسانی خواهند آمد که شایسته نیستند......

گلهای گلشن (افغانستان ) ما را حکومت گلفام ها (گل رنگ ) نابود کردند آن 

هنگام بود که ریشه ی نگون بختی ما رویید ...

و اکنون حکومت ها نا شایسته ... 

 

اکنون شعری از خانم حیدری را ...

 بر گرفته از سایت خاوران khawaran.com

یک دنیا سیاهی

 نوشته: لینا روزبه حیدری

 

روزگاریست

ببین

روزگاری که نور در کف تاریکی

 بخود میبالد

ریشه جهل و پلیدی ز دهان منطق

با وقار خاصی خفقان میزاید

روزگاریست که هر دلقک پر رنگ و صدا

نسلی از دین خودش میسازد

روزگاریست که این نسل ز احساس بدور

روزگاری که این نسل همه فسق و فجور

مثل کرم پیله

فاسد و بی مقصد

یا به هم میلولند

 یا که بی چشم و دل و کور

 ز تن همدیگر

لقمه

  بر میگیرند

 

روزگاریست که وحشت

به در شهری ز خاکی زمین

مثل یک دایره تکرار مکرر دارد

 

روزگاریست که پرواز فقط سایه بالیست و بس

که جدایش کردست ز تن نازک بلبل

به شقاوت دستی

که ز استین مخوفیست برون

و تکان میدهدش بر کف خویش

تا دگر کس نکند فکر بلند پروازی

تا دگر کس نکند فکر

نکند احساسی

 

 

 

روزگاریست که باید به همه عادت کرد

کمر خویش به تعظیم ببست

ز همه طاعت کرد

روزگاریست که تلخی به همه شیرین است

همه نوش از نیش است

روزگاریست که ایمان همه نانست و شکم

روزگاری که این نان و شکم

یک دین است

 

 

روزگاری که دگر پنجره ها

همه زیبایی ز خاطر بردند

با صدای که بخشکی امیدست شبیه

کف چهار چوب همه پنجره را

به رخ نقش سیه روی لجن زاری خشک

باز کردست و ان

 موریانه های سفید

 جشن مرگی ز تک درختی را

به سفیدی خویش سیاه کردند

 

 

روزگاریست که دگر نیست تلاشی در من

من و تنهایی من

همه تسلیم ولی باز بگو

ایا نانم به کفم رنگین است

کاسه خونی که به کف دارم من

ایا از مرگ دو سه گل به کف گلچین است

 

روزگاریست که من هم پی یک دلقک مست

ایا رنگ خویش همه  باخته ام

روزگاریست که پی نان و شکم

ایا من هم به همه ساخته ام!

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 86/12/14 و ساعت 1:1 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


> OURHAZARISTAN2020 OURAFGHANISTAN2020 ...............معرفي كتاب.............. كوچه ي ما نوشته ي دكتر اكرم عثمان........ ................هزاره های افغانستان نوشته ی دکتر سید عسگر موسوی........................ افغانستان يعني پشه يي نورستاني ايماق عرب قرقيز قزلباش گوجر براهوي پاميري بلوچ قزاق يهودي هندو سيك سيد مسيحي كشميري تاتار مغول اويغور فارس تركمن ازبك تاجيك پشتون هزاره و... اين ها با هم افغانستان را تشكيل مي دهند و اين ها افغانستان هستند ......... Dr. Ramazan Bashardost Dr. Ramazan Bashardost