خورشید حقیقت بی فروغ نیست . درود بر آزادی جاویدان میهن ما افغانستان
سیاست همگرایی با دنیا آینده ی افغانستان است .
میهن پرشکوه ما با تنوع قومی مذهبی فرهنگی و ... . و منابع اقتصادی بسیار و موقعیت استراتژیک
همواره مورد توجه دنیا بوده است . این توجه گاهی با نگرش های سوء ( مانند اعمال نفوذ نظامی
سیاسی و اکنون فرهنگی و ... ) از سوی دیگر کشور ها مواجه بوده است . البته این تنوع قومی
(۵۰ قوم = ۵۰ برادر ) همواره با دخالت دیگران موجب بروز مشکلاتی در افغانستان شده است ولی
(در اینجا تاکید می کنم ) نسل امروز افغانستان نسل اندیشه است . دخالت خارجی را نمی پذیرد .
قلبهای نسل امروز مملو از میهن دوستی و مردم دوستی است .
پس ای اجنبی (بیگانه ) از رقابت ظاهری اقوام افغانستان فریب نخور و
چشم از افغانستان عاشق و نسل عشق (نسل کنونی افغانستان ) بردار .
اگر تنوع قومی در مسیر درست قرار گیرد می تواند عامل بسیار مهم پیشرفت افغانستان باشد .
اگنون می گویم نخستین وظیفه ی ما برای حفظ میهن حفظ وحدت و همچنین جلوگیری از نفوذ بیگانگان
(چه آمریکایی جه ایرانی چه پاکستانی چه انگلیسی و چه ...) است .
اکنون می بینیم که بیگانگان میهن ما را به کشور جاسوسان تبدیل کرده اند . تقریبا نیمی از کشور
های جهان در افغانستان جاسوس دارند . در این میان جاسوسان آمریکایی انگلیسی اتحادیه ی اروپا
ایران پاکستان اسرائیل هند چین روسیه و کشورهای عربی بسیار محسوس است .مثلا اسرائیل سامانه
ی الکترونیکی جاسوسی (رافائل )را در افغانستان مستقر کرده است .
آیا نباید این شیر ( افغانستان بزرگ ) برخیزد ؟ شیری که گرگ ها و روباه ها
را در طول تاریخ دریده است نباید برخیزد ؟؟؟
ما دست خارجیان و نفوذشان را از میهن مقدس خویش کوتاه خواهیم کرد و آن آینده ی ماست .
دومین وظیفه ی ما همگرایی با دنیاست . سیاست همگرایی با جامعه ی جهانی آینده ی افغانستان
است .ما باید با جهان همگرا باشیم و در سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل بسیار فعال
باشیم . ما باید با کشور های جهان از جمله کشور های همسایه و منطقه روابط دوستانه بر قرار کنیم
البته در روابط ما به جهان منافع میهن ما باید اساس این روابط باشد نه مثل دولت کنونی افغانستان
که بسیاری از منافع مردم و افغانستان را به ازای روابط دوستانه به دیگران پیشکش کرده است .
دولت افغانستان باید سیاست بیطرفی را که دهها سال سیاست تعریف شده ی افغانستان بوده است
حفظ کند .
یکی از مهمترین راههای همگرایی عضویت در سازمان های منطقه ای است که دولت کنونی با وجود
ضعیف بودن این کار را به خوبی انجام می دهد . سازمان شانگهای سازمان کنفرانس اسلامی اکو
سازمان غیر متعهد ها سازمان کشور های دری زبان و ... سازمان های منطقه ای هستند که افغانستان
در آنها عضو است .
در اینجا پیشنهاداتی برای دولت افغانستان دارم . یکی از آنها تلاش برای عضویت افغانستان در در
سازمان کشورهای ترک زبان است . با توجه به این که جمعیت با نفوذی از ترک زبان ها را در
افغانستان داریم و عضویت در این سازمان برای ما منافع بسیاری دارد آن برای ما با اهمیت است .
تاسیس سازمان کشورهای پشتو زبان نیز باید در دستور کار دولت قرار گیرد . افغانستان
پاکستان و هند می توانند از اعضای این سازمان باشند . همچنین افغانستان می تواند کانون همگرایی
اقوام مختلف باشد .
افغانستان می تواند اتحادیه ی بین المللی هزاره های جهان ( افغانستان پاکستان ایران کشورهای آسیای
میانه هند و ...) افغانستان می تواند کانون همگرایی بلوچ های جهان ( افغانستان ایران هند عمان ) کانون همگرایی
یهودیان آسیای میانه کانون همگرایی مسیحیان آسیای مرکزی و جنوب آسیا کانون همگرایی اویغور ها
قزاق ها تاتار ها قرقیز ها و ... و همچنین کانون همگرایی تاجیک های جهان و کانون همگرایی ترکمن ها
ی جهان ( افغانستان ایران عراق ترکمنستان ) و ... را ایجاد کند و به این طریق قلب همگرایی و سازش
در آسیا و مکان سازمان های بین المللی و شایسته ی نام قلب آسیا شود .
همانطور که گفتم هر کدام از ۵۰ قوم ( برادر) ساکن در افغانستان می توانند معیاری برای همگرایی با
با دیگر کشور ها باشد .
مساله ی دیگر مناطق استراتژیک برای افغانستان است و به نظر من استراتژیک ترین منطقه برای
افغانستان در حال حاضر تنگه ی واخان است . افغانستان باید سرکی (جاده ای) را از بدخشان به تنگه
واخان و از آنجا به چین وصل کند تا میهن ما را از وابستگی به دو همسایه ی متخاصم ( ایران و پاکستان)
رهایی بخشد . ما باید راه دیگری برای صدور کالا و ارتباط با دریا داشته باشیم . من نام این سرک را
سرک زندگی می نامم .
ایالت بلوچستان و سرحد پاکستان باید هدف آینده ی ما قرار گیرد .افغانستان باید باید و باید در آنجا نفوذ
داشته باشد . من می گویم مرز های ما تا رود سند است و خط دیورند ظلمی به پشتون ها و بلوچها و
تمام مردم افغانستان است . این تنهات موضعی است که تمام اقوام افغانستان بر آن توافق دارند . از آن
گذشته ما باید راهی به آبهای آزاد داشته باشیم و بندر گوادر با جایگاه بسیار مهمی که در جهان دارد
( یکی از ۴ نقطه ی جهان که قابلیت تبدیل شدن به یک بندر مادر را دارد ) می تواند راه ما به آبهای آزاد
باشد تا ما ابر قدرت اقتصادی و نظامی شویم . در این راه افغانستان باید از هر گونه جنگ و خونریزی
بپرهیزد و از راههای مسالمت آمیز به این اهداف دست پیدا کند .
دریای کاسپین ( خزر) برای ما بسیار مهم است و باید جزه اهداف آینده ی ما باشد .
افغانستان باید تلاش کند سازمان کشورهای آسیای میانه را تشکیل دهد تا آرمان آسیای میانه ی
واحد تحقق پذیرد . این آرمان من است و می خواهم آرمان افغانستان (میهن عشق ) باشد .
کشور های کنونی آسیای میانه به ذخایر نفت گاز و ... غنی هستند . افغانستان و تاجیکستان نیز منابع
آبی بسیاری دارند و در واقع آب آنها از این دو کشور تامین می شود . افغانستان منابع زیر زمینی
بسیاری نیز دارد . اگر آسیای میانه متحد شود ابر قدرتی نو در دنیا تشکیل خواهد شد . آسیای میانه
واحد نه تنها از افغانستان پاکستان تاجیکستان ازبکستان قزاقستان قرقیزستان ترکمنستان بلکه از
جمهوری های مسلمان نشین روسیه ی کنونی مانند تاتارستان داغََِِِستان و چچن و ایالت های مسلمان
نشین چین و هند مانند سین کیانگ چین و پنجاب و کشمیر هند و همچنین ولایات شرق ایران یا حتی
خود ایران تشکیل خواهد شد . این ابر قدرت نو در قلب روسیه و چین ژرفای استرتژیک دارد . بر اقیانوس
هند دریای عمان و خلیج فارس نیز اشراف دارد . پس می تواند بر انتقال انرژی کاسپین (خزر) اشراف
داشته باشد و همچنین عبور و مرور نفت کش ها در خلیج فارس را تحت کنترل خود داشته باشد و در
صورت لزوم گلوی غرب را بفشارد .
بهترین راه برای این آرمان ( آسیای میانه ی واحد) فقط همگرایی است و توسع ی روابط است . در این راه
افغانستان باید از هر گونه جنگ و نبرد بپرهیزد . چگونگی تشکیل اتحادیه ی اروپا می تواند در این زمینه
الگوی ما باشد . ما باید قدرتمند شویم و از راه اعمال نفوذ فرهنگی اقتصادی علمی سیاسی و ... به این
آرمان برسیم .
جاویدان میهن ما افغانستان بزرگ

