آنجا یک اتوپیا ، آنجا یک پارادایس ، چرخ گردون ( گردش روزگار ) و این جا یک خانه به دوش
به نام پدید آورنده ی افغانستان و به نام آفریننده ی مردم افغانستان و به نام کسی که مردم افغانستان را باعزت آفرید و سرنوشت این مردم را غیر از این نمی خواهد .
سلامونه !
شاید تا یک ماه دیگر به وب خود سر نزنم . . .
و درد و نفرین ، درد و نفرین بر سفر ، این گناه او بود ...
این گناه او بود ...
نخست آرزوهای خوب برای همه ی مردم افغانستان و همه ی هم میهنان بیرون از افغانستان میکنم . افغانستان را تاکنون ندیدم . اگر آب و دانه الایم بته ! . . . چه ها خواهم کرد !
مطمئنا روزی به میهن خواهم آمد روزی که اندیشه ی سیاسی خود را پخته کنم . روزی که شایسته ی کشور مقدس خود باشم ...
پیر مشرق،عزیز مهربونم ای غزل بوم، زمین گل نشونم؛ خونه ی من،افغانستان عاشق،کاش که تا بهارتوزنده بمونم . افغانستان ، ای مادر ، تو نبودی که اشک های غریبانه ی مرا پاک کنی ...
افغانستان هر چه هست ، کشور ماست .
و به گفته ی کسی : اگر تنگ است اگر باریک ، کوچه ی ماست ...
در مورد انقلاب زرد باید بگویم که :
من انقلاب زرد را دگرگونی ( انقلاب ) ای بر پایه ی اسلام واقعی می دانم . اسلامی که اکنون کسانی آن را با لایه ای از بدعت ها می پوشانند . هر که می آید با خود تفسیری از اسلام می آورد ، در حالی که اسلام یکی است . اسلام ، اسلام است . دین کثرت گرا و دینی که به همه ی نیازمندیهای بشری و همه ی زمینه ها پرداخته است . آن اسلام است . من رنگ زرد را رنگ اسلام حقیقی می دانم .
و برای کسانی که به درد خود کوچک بینی دچارند می نویسم و باز هم می گویم کشور ما بزرگ است و همیشه از این ها دفاع خواهم کرد . میهن ما از بسیاری از کشور های اروپایی و آسیایی بزرگ تراست . میهن ما پتانسیل این را دارد که در 10 سال آینده کشوری توسعه یافته شود و این پتانسیل را نیز دارد که جزء 10 کشور دنیا از جهت اقتصادی نظامی علمی و ... باشد .اگر به نوشته های قبلی من توجه کنید من درباره ی روش درست سیاست خارجی افغانستان نوشته ام . هم چنین درباره ی اتحادیه ی آسیای میانه نوشتم ، که افغانستان می تواند پرچم دار این اتحاد و مرکز این اتحاد باشد . . . سیاست همگرایی با جهان و جایگاه افغانستان به عنوان کانون همگرایی ملت های آسیای میانه و جهان . . .
من افغانستان را پدر آسیا می دانم . . . پدر جهان . . . قلب آسیا . . . قلب جهان ( در این باره پسان تر خواهم نوشت که چگونه است که افغانستان به واقع قلب جهان آینده خواهد بود . اوضاع جهان این را ثابت می کند ) باز هم می گویم که ما این توانایی را داریم .. اگر ما خود را کوچک انگاریم جهان نیز به ما حقارت را خواهد داد . من افغانستان را از دور می بینم که این پتانسیل را دارد .
***************************************************************************************
یک نکته :
ما در فیزیک کوانتوم به این موضوع دست یافته ایم که همه ی پدیده ها و رویداد های جهان از یک قانون پیروی می کنند . قانون جاذبه . ما به این رسیده ایم که انسان می تواند پدیده های جهان را جذب کند به این صورت که جهان به انسان همان چیزی را می دهد که انسان در تصور خود ، خود را دارنده آن می داند .
ما هر پدیده و هر چیزی را تصور کنیم در واقع آن را جذب کرده ایم و جهان نیز به این درخواست ما پاسخ خواهد داد و همین طور اگر به پدیده ی بدی فکر کنیم و آن را تصور کنیم پس جهان نیز آن را به ما خواهد داد . تاکید می کنم که این یک قانون است که بر پایه های فیزیک نوین اثبات شده است . این همان چیزی است که روان شناسان به آن نیروی درون انسان می گویند . البته این موضوع را ما می توانستیم هزاران سال پیش با استفاده از تعالیم اسلامی و قرآن کتاب خدا بیان کنیم . خداوند وقتی بگوید موجود باش آن پدیده اتفاق می افتد . چنانکه دین ما می گوید ، می دانیم که خدا از روح خود در انسان دمید و این به ما نشان می دهد که ما نیز به مقدار ناچیزی از آن نیرو را داریم چون خدا از روح خود در انسان دمید . این مقدار ناچیز همان نیروی درونی ماست . خوب این چه ربطی به موضوع ما داشت؟ ببینید اگر همه ی مردم ما تصور حقارت بکنند جهان نیز این را به ما خواهد داد ولی اگر ما خود را بزرگ پنداریم (که این طور هم هست )
جهان نیز بزرگی و عزت هزاران ساله ی ما را بر می گرداند . یک نمونه برایتان از این خود کوچک بینی برایتان بگویم . من چند سال پیش یکی از کتابهای کمک درسی افغانستان ( فکر می کنم مال دوره ی ظاهر بود ) را دیدم و کنجکاوانه خواندم چون می خواستم دید کلی ای از نظام آموزشی افغانستان بدست آورم .
در آن کتاب ها سوال هایی از درس های گوناگون بود ولی نمی دانم سهوا یا عمدا سعی شده بود افغانستان را کشوری کوچک و ناتوان نشان دهد . مثلا یک سوال این بود . مساحت افغانستان برابر با کدام یک از ایالت های آمریکا است؟ ج: تگزاس و بسیاری سوالات از این گونه ... وقتی دانش آموزان سرزمین ما این ها را می خواندند حقارت در وجودشان جای می گرفت . . .
****************************************************************************************
ببینید برای من شگفت آور است که اقبال لاهوری فقید به افغانستان به عنوان کشوری می دید که وارث تمدنهای بزرگ عهد اسلامی است و در زمان معاصر نخستین کشوری است که از یوغ استعمار رهایی یافته( البته بگذریم که میهن ما هیچ گاه مستعمره نبوده است ) و میتواند الگویی برای سایر کشور های مسلمان قرار بگیرد و خود ما خود را کوچک می انگاریم .
برای من جالب است که یک دانشجوی آلمانی ( آقای هاینه ) تقریبا همه ی زبان های ملی افغانستان و زبان های رسمی افغانستان را به خوبی می داند .خصوصا دری ، پشتو و ترکی ازبکی را بسیار خوب صحبت می کند، ولی ما در افغانستان افراد کمی داریم که مانند او باشند . ما خود را از یاد برده ایم و نمی شناسیم .
* * *
ما از نظر منابع زیر زمینی بسیار غنی هستیم . نفت ، گاز ، یورانیم (که در آینده واکنون یکی ازاستراتژیک ترین منابع در جهان خواهد بود و است ؛ حال بگذریم که اورانیوم ما را انگلیسی ها و امریکایی های بیگانه می برند ... و قربان این دولت شوم که از یک سو ادعای ... و از این منظرمیهن ما را به استعمارمیفروشد ... ) زغال سنگ ، آهن و ... را داریم . از همه مهم تر ما آب داریم . در آینده و حتی همین حال می توانیم ببینیم که کشور های همسایه از ما آب را گدایی خواهند کرد و می کنند ( همین حالا مثلا ایران ) .
ما موقعیت جغرافیایی بسیار خوبی داریم ؛ هم از نظر ترانزیتی هم از حیث استراتجیک .
بگذریم از سرمایه های خودمان . امروزه سرمایه ی هر ملتی با منابع معدنی و طبیعی آن کشور شناخته نمی شود ، بلکه با منابع انسانی آن کشور شناخته می شود . آن بزرگ ترین سرمایه است . ما از این نظرهم غنی و سرشار هستیم .
ببینید ما با فرهنگ ترین مردم جهان را در افغانستان داریم . شما ببینید ما اگر در کوچی های افغانستان هم نگاه کنیم ، می بینیم که آنان دارای برترین فرهنگ هستند و برترین مردم کوچی در همه ی دنیا هستند . فرهنگ آنها همواره مورد توجه محققان مختلف جهان بوده است . یکی از این محققان می نویسد در یک خانواده ی کوچی بزرگ ترین نفرین یا بزرگ ترین ناسزایی که یک مادرممکن است به دخترش بگوید این است : خدا کند زود تر شوهر کنی ! . . . ترانه های کوچی بسیار غنی و هزاران ساله است . . .
ببینید ما این چنین مردمانی هستیم . این خود هستیم که خود را نادیده گرفتیم یا در بهبوهه های ما جرا هایی که تاریخ بر سر ما آورده است ما این چنین پرورش یافتیم ، با این گفته در ذهنمان همواره روبرو بودیم " ما نمی توانیم !! " ببینید من یک وقتی در نژاد های افغانستان تحقیق کردم . بعضی دانشمندان نژاد های جهان را به 5 دسته ی نژادی تقسیم کرده اند و من دیدم افغانستان 4 دسته ی نژادی از این 5 دسته ی نژادی را داراست و فقط دسته ی نژادی آفریقایی را ندارد .
امروزه هر کشوری که گوناگونی نژادی بیشتری دارد پتانسیل بیشتری برای پیشرفت دارد . شما بدانید که بسیاری از کشور های جهان به این گوناگونی نژادی و قومی افغانستان رشک می برند ( حسد می برند ).
اکنون شما ببینید کشور های اروپایی ، آسترالیا ، امریکا ، کانادا و بسیاری از این کشور های جنوب شرق آسیا ، آمریکای لاتین و کشور های عربی با آمدن نژاد های گوناگون به کشورشان بسیار پیشرفت کردند ولی آنها با این مسئله روبرو هستند که این بسیاری از این نژاد ها یا به سرزمین اصلی خود وفادار ترند یا به ارزش های کشور دوم چندان پایبند نیستند و در تلاش هستند که فرهنگ خود را نگهداری و حتی گسترش دهند ( مثلا چینی ها در کانادا و آسترالیا و اسپانیولی ها در آمریکا که مثلا ما در جریان تیبت (تبت ) و همچنین مشعل المپیا دیدیم که چینی های آسترالیا به پشتیبانی چین مائوئیست مظاهره کردند یا مظاهره ی(تظاهرات )چینی ها در سنفرنسیسکو امریکا . . . ) یا در بعضی جاها حتی خطری برای امنیت ملی کشور های دوم هستند و مسایل دیگر که کشور های گفته شده با آن ها روبرو هستند .
اکنون ببینید ما این مشکلات را نداریم نژاد ها و اقوام افغانستان هر کدامشان دست کم یک قرن در این میهن تاریخ دارند . آنان به کشورشان عشق می ورزند . فرهنگشان یکسان است . بیشتر قوم های افغانستان هزاران سال است که با هم به خوشی زندگی می کنند .
یک چیز جالب این که ما جنگ ها و خونریزی ها بین اقوام گوناگون در افغانستان را داشته ایم ولی هیچ گاه جنبش های تجزیه طلبی را نداشته ایم ! ( به غیر از بعضی از ... )همه به اصل افغانستان وفادار بوده اند .
امروز دنیا افغانستان را به گونه ای دیگر شناخته است . افراط گرایی در افغانستان تا 25 سال پیش اصلا سابقه نداشته است ( غیر از یک زمان در دوره ی عبد الرحمان ) . افغانستان میهن سازش بوده است . سازش ادیان گوناگون . هر اندیشه ای درافغانستان مجال رشد یافته است . بسیاری از دارندگان اندیشه های بشری افغانستان را جایگاهی برای گسترش اندیشه هاشان و پایگاهی برای صدور آن یافته اند . ادیان و اندیشه های گوناگون ( اسلام ، بودائیزم ، زردشتی ، یهودی ، مسیحی ،هندوئیزم ، سیک و ... ) در افغانستان رشد کرده اند . حتی فرقه های گوناگون اسلامی مانند چندین فرقه ی سنی و چندین فرقه ی شیعه در افغانستان هستند . حتی ما تا چند سال پیش کافر هم در افغانستان داشتیم . در درازنای تاریخ تمدن های بزرگ افغانستان همه ی اندیشه ها گرامی داشته شده و ارج نهاده شده است .
سال ها اندیشیدم و دیدم :
اتوپیا( شهر خوبی ها)ی من همین ، میهن من ( افغانستان) است .
پردایس ( پارادایس یا بهشت ) گمشده ی من ، میهن من است .
ما در افغانستان بهترین های جهان را داریم . خدا بر ما منت نهاد و بهترین آفریدگانش را در افغانستان جای داد . ما در افغانستان نورستانی ها را داریم . آنها از سپاهیان اسکندر مقدونی هستند . آنها اروپا ، ایران ، هند و... را گشودند . اسکندر و سپاهیانش از پیشرفته ترین علوم نظامی برای گشودن جهان استفاده کردند و با این که در جاهایی تعدادشان از طرف مقابل بسیار کمتر بود ولی آنها پیروز شدند . اینان ( نورستانی ها ) فرزندان سپاهان الکساندر هستند . امروز حتی اگر از یک دخترک خردسال ایتالیایی هم بپرسید قهرمان تو و میهن تو کیست ، با آن زبان خود می گوید : آلساندرو مگنیا ؛ حال چه رسد به یونانی ها و مقدونیه ای ها و دیگر اروپایی ها . این هم وصف یکی از نژاد های افغانستان !
ما در افغانستان ترک تباران را داریم . ( ترک : زیبا ) کسانی که با لیاقت خود در بسیاری از امپراتوری های چند هزار سال پیش دارای مقام های بزرگ شدند . ما ترک های مغول تبار ( قزاق ها ، قرقیز ها ، ازبک ها ، تاتار ها و .. ) را در افغانستان داریم . آنان از تبار کسانی هستند که چین را گشودند ، ایران را گشودند ، امپراتوری روم را گشودند . جهان را گشودند . نظمی که در جهان بود را تغییر دادند . آنها امپراتوری های ستمگر جهان را نابود کردند .
ما در افغانستان عده ای از عرب ها را داریم . آنها کسانی هستند که زبانشان شیوا ترین زبان جهان است .
ما تاجیک ها و هزاره ها را در افغانستان داریم . این دو قوم در بسیاری از موارد هیچ فرقی با هم ندارند .
در فرهنگشان ، زبانشان ، و در بسیاری از موارد در مذهب و حتی در برخی موارد در ظاهر و چهره شان با هم تفاوتی ندارند . در بسیاری از جاهای افغانستان سرزمین هاشان جدا ازهم نیست . . . (در مورد تاجیک ها و سایر اقوام میهن زیاد نمی دانم . لطفا به من کمک کنید .) هم در بدخشان و دیگرجاهای شمال افغانستان دمبوره به عنوان ساز محلی شناخته می شود هم در ازره (هزارستان یا ...) . هزاره ها نرم خوی ترین و انعطاف پذیر ترین اقوام افغانستان هستند . همان گونه که گفتم بسیاری از سرزمین هاشان با تاجیک ها ، پشتون ها ( پختون ها ) ، ازبک ها ( اوزبیک ها ) ، ترکمن ها ( تورکمن ها ) ، تاتار ها ، نورستانی ها و . . . یکسان است و نمی توان سرزمینی را به عنوان سرزمین هزاره تفکیک کرد . به گفته ی آقای کریم کرزی که پیشتر در این وبلاگ نظر داده بودند ( در مطالب پیشین ) ؛ سرزمین هزاره ؛ افغانستان است .
آنها بازماندگان امپراتوری کوشانی ها و یفتلی ها هستند . کشور کوشانی شامل افغانستان کنونی ، شرق ایران ، شمال هند و همه ی آسیای میانه تا شمال کازاخستان ( قزاقستان ) کنونی بود . کوشان ها از اقوام یواچی بودند که یک
دسته از اقوام ست است . ( کوشان ها در انتهای غربی قلمرو ست ها زندگی می کردند .و یفتلی ها نیز از اقوام ست هستند ....)
آنها از یونانی ها ( پس از حمله ی اسکندر ) شکست خوردند و در کمال شگفتی امپراتوری ای کوشانی _یونانی ساختند . با خط و زبان یونانی آشنا شدند و تنها مردمانی بودند که حکومتی با سازش با یونانی ها ساختند و خود زیر حکومت آنها نرفتند .
آنها پسان تر یک حکومت هندی _ کوشانی ساختند و ... پسان تر ...
جنگ هایی میان آنها و ایران درگرفت و در پایان این جنگ ها با ازدواج یک شاهزاده ی کوشانی با یک شاهزاده ی ایرانی پایان یافت و دو کشور متحد شدند . با توجه به روحیه ی انعطاف پذیری کوشانی ها می بینیم این مردم باز زبان فارسی را آموختند و با فرهنگ آریایی ها آشنا شدند . به آریایی ها اجازه دادند تا در
سرزمین های کوشانی در تاجیکستان امروز ، بدخشان افغانستان و شهر های بلخ ،سمرقند ،بخارا ،هرات و ... ساکن شوند . با این که دین رسمی کشورشان بودایی بود به آریایی ها اجازه دادند که دین زردشتی را ترویج کنند و آتشکده ها را بسازند .با هجوم مغول ها در افغانستان خود را با فرهنگ آنان تطبیق دادند و در دستگاههای آنها مشغول به کار شدند. با این که مغول ها بسیاری از سرزمین های کوشانی را نابود و مردمش را قتل عام کردند ، ( چنگیز خان بامیان را نابود کرد و همه ی مردمش را کشت . ) گوشه هایی از فرهنگ مغولی را فرا گرفتند . با زبان آنان آشنا شدند ولی زبان ازرگی ( دری هزارگی ) خود را حفظ کردند و به آن غنا بخشیدند . با هجوم ترک ها به سرزمین افغانستان امروز هزاره ها در بسیاری از حکومت های آنان مشغول به کار شدند و فرهنگ و زبان آن ها را فرا گرفتند . . .
هزاران سال پیش امپراتوران چین ، هند ، ایران ، روم و مصر لباس های ابریشمین ( برک هزارگی ) را به عنوان فاخرترین و زیباترین لباس ها می پوشیدند در حالی که در سرزمین ازره هر کودکی برک را به عنوان یک لباس عادی می پوشیدند . . .
به دید کلی هزاره ها که بومی ترین مردم افغانستان ، آسیا و حتی شاید بومی ترین مردم جهان هستند با هر مهاجمی سازش کردند با فرهنگشان آشنا شدند و خود از بین نرفتند . از 300 سال پیش به این طرف
این فرهنگ سازش هزاره ها تبدیل به فرهنگ پذیرش ستم در میان آن ها شد و تا به امروز که می بینیم که حتی بعضی ها تاریخ حداقل 14000 چهارده هزار ساله ی هزاره ها را قبول ندارند ...
ما پشتون ها را در افغانستان داریم . مردمی که اگر نبودند کشوری به نام افغانستان وجود نداشت . آنها در دورانی که به قسمت شرقی ایران ( افغانستان کنونی ) توجهی نمی شد و مردم این بخش به عنوان شهروندان درجه ی دوم شناخته می شدند ، سبب استقلال افغانستان شدند. آن در زمانی بود که حکومت ایران به خواسته های مردم افغانستان کنونی هیچ توجهی نمی کرد . تا جایی که یک حاکم گرجی را بر قندهار( به گفته ی خودم! کندهار بابا ) و مردمش تحمیل کرد .پشتون ها ما را روحی تازه بخشیدند و اگر آنها نبودند ما به وسیله ی همسایگان خورده می شدیم! آنها کسانی بودند که به حکومت آن دوران خواسته های مردم افغانستان را شناساندند و به سبب بی توجهی حکومت ستمگر دوران ناچار به استقلال شدند . آنان شمال هند را گرفتند و بزرگی ملت ما را به دنیا نشان دادند و . . .
همه ی این ها را گفتم که بدانیم ما بزرگ هستیم . این فقط بررسی چند قوم از 50 قوم افغانستان بود . ما دردرازنای تاریخ همواره در همه ی جهان درخشیدیم . دنیا را تغییر دادیم . بدانیم ما مردم افغانستان فرزندان آنانیم . اگر به جایگاه واقعی خود در جهان نرسیم ، به نیاکان خود چه پاسخ دهیم ؟؟؟ سرزنش آنان بر ما می رسد اگر خود را بالا نبریم ...
مثل این که سخن بسیار به درازا کشید . ببخشید تو را به خدا !
درود بر شما و درود چندین برابر به نیاکان شما مردم با شرف افغانستان
راستی تو را به خدا برایم دعا کنید . خصوصا آنهایی که در افغانستان هستند . چون آن سرزمین مقدس است.
برای این که فراموشتان نشود ، همین حالا برایم دعا کنید که خدا من را ، یک فرزند افغانستان را پیروز و رستگار کند .
دعا کردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب ........
به امید دیدار... د خدای پامان ...
جاویدان باد . . . افغانستان . . . مادر پیر اورآسیا
شهر من ، من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را می بینم ، که گرفتی مرا در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو می گیرم ، و تو را می خوانم
و به شوق فردا که تو را خواهم دید ، چشم به راه می مانم
تن من پاره ای از ، آن تن توست
و قشنگ ترین شب های پر ستاره ، شب توست
* * *
نویسنده : نیک ف
در می ۲۰۰۸
+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در
87/02/28 و ساعت
4:29 بعد از ظهر |