تبليغاتX
انقلاب زرد ...AFGHANISTAN MANIFEST

 

طرح های زيربنایی برای افغانستان

ورود

 

 

مبارزه با فقر

دانلود کتاب الکترونیکی

 

مبارزه با بی سوادی

آر اس اس

 

ترویج عدل و برابری در افغانستان

معرفی این سایت به دوستانتان

 

عدالت انتقالی و محاکمه دزدان، خاينان و جنایتکاران

 

ترويج آزادی های مدنی مانند آزادی رسانه ها 

 

قانونمند کردن حضور نیروهای بین المللی در افغانستان و...

http://www.ramazanbashardost.com/index.php

 

 

 

یار ، اي يار ، دلم را كردي آزار

نگاه به روابط افغانستان ،ايران

 

سپاس خداوند را مي گوييم به خاطر آنچه تاكنون بر ما گذشته و آنچه پس از اين خواهد گذشت .((1))

اي كابل مي بينم كه مانند چرم عكاظي((2)) مورد كشاكش قرار مي گيري ودر زير غلتك دشواري ها ماليده مي شوي و دچار تزلزل هاي اجتماعي و سياسي مي شوي ؛ اما مي دانم كه هيچ ظالمي دستش به تو نمي رسد ، مگر اين كه از خداوند از او تقاص بگيرد و دودمانش را به دست كشندگانش براندازد ((3))

درود مي گويم به همه ي مردم جهان وسال نو را به همه ي نوروزشناسان ! تبريك مي گويم . چندي است كه وقتي ندارم كه بنويسم   و اين آخرين نوشته ي من در بلاگفا است . بعد از اين در

www.blog.af

با نشاني

www.tavkhana.blog.af

. مي نويسم و از همه خواهش مي كنم كه به نشاني نو بيايند . از شما هم مي خواهم كه در بنويسيد 

من به دلايلي كه براي شما روشن است ، ديگر در بلاگفا نمي نويسم . خواستم كه آخرين مطلبم در مورد روابط افغانستان _ ايران باشد .

خوب . از گذشته هاي دور مردمي زندگي مي كردند كه در بسياري از موقعيت هاي تاريخي با هم خنديدند! با هم گريه كردند ! ... و اينك ايران دست كم نيمي از تمدن خود را از افغانستان به ارث برده است . بگذريم ... روابط افغانستان و ايران در 50 سال گذشته به گونه اي بوده است كه ايران با وجود برتري كه داشته است ، توانسته است  بر بسياري از مسايل افغانستان تاثير بگذارد ولي بيشتر تاثير ايران بر افغانستان منفي بوده است . آن دو دليل عمده داشته است :1 – ايران تمام فعاليت هايش را بر اساس منافع خود انجام داده است و نه بر اساس روابط اسلامي يا انساني يا ... 2- بسياري از سران دولت هاي متنوع ايران از شرايط و مسايل افغانستان آگاهي دقيقي نداشته اند و ندارند .

در بسياري از موارد دولت هاي حاكم بر ايران در تضاد كامل با منافع ايران گام برداشته و مي دارند . در بسياري از موارد ايران هرگاه منافع خود را در خطر ديده است ، از نابودي افغانستان ترسي به خود راه نداده است . مثلا در دوران حكومت پهلوي وقتي دولت افغانستان  بندها (سدها )را بر روي هيرمند ساخت تا از ثروت ملي خود استفاده كند ؛ نظاميان حكومت وقت طرحي را مبني بر حمله ي سريع نيروي هوايي و نابودي بندهاي هلمند ارايه كردند . ( خوشبختانه اين طرح اجرا نشد .)(( 4 )) يا در زمان جنگ افغانستان ، در يك روز 60 ميليون دلار به عبدالرشيد دوستم رشوه دادند . ((5)) ايران با سياست هاي غلط خود موجب خرابي هاي فراواني در افغانستان شده است . كمك هاي فراوان به احمد مسعود ( كه يك جنايتكار جنگي ... قتل عام افشار ... و هنوز هم ايران به طرفداران مسعود به عنوان يك هم پيمان مي نگرد . ) ايران شعار اسلاميت مي دهد ، در صورتي كه همواره از زمان پهلوي تاكنون در پشت سياست هاي ايران ؛ ايرانيزه كردن كشورهاي همسايه براي دستيابي به هدف (( ايران باستان )) وجود داشته است . در پس شعار اسلاميت ايران نگرش نشنليستي( ناسيوناليستي) و گرايش (( پارسيزيشن يا پارسيزيشن )) قرار دارد . اين را همه مي دانند . مثلا در خود ايران با وجود اين كه بيش از نيمي از مردم ايران حتي فارس زبان نيستند چه برسد كه ن‍‍ژاد پارسي!!!! داشته باشند ولي دولت ايران بر نگرش خود تاكيد دارد . ايران مي خواهد از خود يك هويت بسازد . در جهان كنوني ديگر تعريف هويت تغيير كرده است و ايران ! همچنان به پافشاري بر هويت ملي يكپارچه و تمركزگرا تاكيد دارد . بگذريم از درون ايران ... در شرايطي كه افغانستان شبيه ترين كشور به ايران است ، ايران بيشتر كمك هاي خود را به كشورهاي هم _ پيمان ( در ظاهر !!) معطوف كرده است . ايران به كورياي ( كره ي) شمالي كمك مي كند . كورياي شمالي اخيرا به اتيوپي سلاح فروخت تا بر ضد كشور مسلمان سومالي استفاده كند ! ايران به سوسياليست هاي لاتينو امريكا كمك مي كند و ديگران ... با صراحت مي گويم اگر شرايط دشواري براي ايران پيش بيايد ، تنها كشورهايي مانند افغانستان هستند كه به ايران ياري مي رسانند ؛ همان طور كه در گذشته چنين بوده است . ايران بايد متحديني داشته باشد كه در هر شرايط بتوان به آنها تكيه كرد و اين همان كاري است كه دولت ايران نكرده است . دولت ايران همواره با سياست هاي خود زمينه ي دوري افغانستان و تشديد اختلاف ها را فراهم كرده است .ايران هميشه از افغانستان نفع برده است . مثلا در اين ده ها سال همواره حداقل 65 درصد آب هلمند به خاك ايران رفته است .((6))                                                                   ......................................................................................................................

مسايل ايران . مهاجرت ، قاچاق مواد مخدر و ...

ايران هميشه مساله ي مهاجرين را عاملي براي فشار بر دولت افغانستان و مهاجرين قرار داده است . اين مسلم است كه ايران ميلياردها دلار تاكنون از مجامع بين المللي پول دريافت كرده است اما وضع مهاجرين فلاكت بار است . من خودم آن را ديده ام . هر كس باور ندارد ، فقط مي خواهم به وجدان خود مراجعه كند. آيا وضع مهاجرين افغان در ايران فلاكت بار نيست ؟ آيا براي افغان ها در ايران زمينه ي پيشرفت وجود داشته است؟ از طرفي رسانه هاي ايراني هميشه مردم را تحريك مي كنند تا چهره ي بدي از مهاجرين نشان دهند ( سياه نمايي) ولي آمارها نشان مي دهد كه مهاجرين افغان نسبت به جمعيتشان از كمترين ميزان جرايم برخوردارند و جرايم نيز به دليل اين است كه در طول دهها سال افغانها در ايران در حاشيه قرار داشتند و اجازه ي توسعه به آنها داده نشد و با توجه به وضع فلاكت بار ؛ جرايم توجيه پذيرند .در مورد مسايل ديگري نظير مواد مخدر بايد بگويم كه اين به دليل تقاضا در ايران و ... است كه هم مربوط به دولت ايران و هم افغانستان مي شود ...                                                                               ...............................................................................................................

ايران در همه ي زمينه ها به افغانستان نياز دارد . در زمينه ي اقتصادي ايران بايد بداند كه : خورشيد از خاور (شرق) طلوع مي كند . در آينده  شرق ( چين ، هند و... و در آينده افغانستان ) اقتصاد نويد جهان را رهبري مي كنند و براي ايران ؛ افغانستان كليد شرق است . جاده ي ابريشم ، اكو ، شانگهاي ، آسياي ميانه ،كشورهاي فارسي زبان و ... زمينه هاي نياز ايران به افغانستان است .

افغانستان : افغانستان براي تامين منافع خود راه هاي بسياري غير از ايران دارد . به واقع در چند سال آينده افغانستان ژاندارم آسياي ميانه مي شود . اقتصاد افغانستان پويا و پوياتر مي شود . افغانستان به قطب اقتصاد آسياي ميانه و جنوبي تبديل مي شود و همچنين به قطب علمي آسياي ميانه و جنوبي . من اطمينان دارم كه تمام شاخص هاي افغانستان در چند سال آينده به ميزان يك كشور توسعه يافته مي رسد . همان گونه كه گفتم اين برآيند هاي پيشرفت در سطح منطقه مطرح شد (نه در بعد جهاني) و اين حداقل تصوري است كه ميتوانيم از افغانستان قدرتمند و اميدبخش داشته باشيم . من فكر مي كنم افغانستان در چند سال آينده يكي از چند كشور مطرح دنيا در همه ي زمينه ها خواهد بود . ( قطب اقتصاد آسيا و جهان ، قطب گردشگري جهان ، ابر قدرت شرق ، قلب آسيا و قلب جهان و ...) به پروردگار سوگند مي خورم كه اينها چيزهاي بزرگي براي افغانستان نيست و ظرفيت افغانستان بيشتر از اينهاست . اين سخن كسي است كه خودش فكر ميكند كه : ميداند چه ميگويد .

ما مي دانيم كه روابط و سياست گذاري هاي امروز ایران در مورد افغانستان در آينده بر سياست گذاري افغانستان در مورد ايران اثر مي گذارد . امروز زماني است كه ايران بايد با كشورهايي مانند افغانستان بر پايه ي احترام متقابل رفتار كند . ديگر زمان خودكامگي ها به سر آمده است و افغانستان ؛ نياز ايران است . در غير اين صورت افغانستان به راه خود ادامه مي دهد و ما نيز ... آينده ي ايران را مي بينيم !

منابع:

((1)) نهج البلاغه : علي ، مرد بزرگ همه ي تاريخ بشر. خ 99                                                                                        ((2)) عكاظ بازاري بود در عربستان كه چرم مرغوب و مشهوري داشت .    ((3)) نهج  . خ 47 كه من آن را در مورد كابل به كار بردم .                                                      ((4))  مساله ي هيرمند . نوشته :گ                                                                                                                           ((5)) طالبان : احمد رشيد . انگلستان                                                                                                                               ((6))مساله ي هيرمند و

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 88/01/17 و ساعت 10:49 قبل از ظهر |

 

اشک تو را لب من بوسید ...

 

درود

من بر این عقیده ام ( مردمان ما بر این باورند ...) که خداوند برای ما کافیست ...

همین پاسخی به کوچک بینی ها ادعاهای ناچیز و " ما نمی توانیم " گفتن های

کسانی است که هدف قدرت اقتصادی نظامی و ... شدن افغانستان در ده سال را

دور از دسترس می پندارند...

 

بگذریم ... این نوشته را برای گمشدگان  " کشور گمشدگان " یعنی افغانستان

 می نویسم ... با مساله ای که سخن می گوییم در حال حاضر صد ها هزار و یا

میلیونها نفر افغانستانی ( چه کسانی که تابعیت افغانستان دارند و چه کسانی که

اصالتا افغانستانی اند ...) روبرو هستند ... مساله ی گمشدگان ...

مساله ی گمشدگان در دوره های زمانی گوناگون در افغانستان وجود داشته است ...

صد ها هزار گمشده ی هزاره در زمان عبد الرحمان ...گمشدگان دوره های پیش از

کمونیست ...دوران ظاهر و داوود و پیش تر و ...

مسایل امروزی گمشدگان مربوط به گمشدگان دوره ی ظاهر و پسان تر دوره ی

سوسیالیسم ... دوره ی مجاهدین ... طالبان ... و گمشدگان کنونی ( مساله ی

مهاجرت های غیر قانونی ... ) پرونده هایی هستند که تاکنون جریان داشته و قابل

بررسی است ...گمشدگانی که در همه ی دنیا پراکنده اند ... جمهوری های شوروی

سابق ... اروپا ... امریکا و کشورهای همسایه و هم منطقه ی افغانستان ...

ما افغانستانی هایی داریم که حتی نمی دانند که اصالتا افغان هستند و این

مهمترین بعد این مساله است ... مساله ی گمشدگان هویتی ...

این ها باید بررسی شود . 

 آنچه باید بگویم این است که مساله ی گمشدگان مساله ای است که به نظر من

میلیونها نفر از مردم افغانستان در درون و بیرون  با آن روبرو هستند ...

ای میهن ...برای بوسیدن خاک تو ...همه جانم آرزو شد ...همه جانم آرمان

شد ...اشکهای تو را ای مادر ... ای وطن ...لب من بوسید ...

بدرود

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 87/08/19 و ساعت 7:39 قبل از ظهر |
مه ره یاد ... تو ره فراموش

 

درود

آنچه اهمیت دارد این است که ۷۵ درصد سرزمین های هزاره در ۲۰۰ سال اخیر ( تاکید می کنم در ۲۰۰ سال اخیر فقط  ) اشغال شده است که این مساله باید مورد بررسی حقوقی و ... قرار گیرد .

با توجه به این که در این مورد هیچ گاه کسی از هزاره حتی عذرخواهی نکرده است .

این اشغال ... اشغال ۷۵ درصد از سرزمین های هزاره است که متعلق به ۲۰۰ سال پیش است . مربوط به سرزمین هایی نمی شود که مربوط به هزاران سال پیش بود که گستره ی همه ی آسیای میانه ( تا قزاقستان ) و آسیای جنوبی ( کشور پاکستان امروزی و شمال هند ) و شرق ایران تا تا چین را در بر می گرفت .

این اشغال که در ۲۰۰ سال پیش آغاز شد ... فقط سرزمین های هزاره را شامل نمی شود . سرزمین های مردم محروم و اقلیت مظلوم ازبک تاجیک نورستانی و ... را نیز در بر می گیرد .

آن باید بررسی شود .

بدرود

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 87/07/22 و ساعت 12:36 بعد از ظهر |

راه و رسم یاری در برابر هجوم باد وحشی و چشمان بی شرم

استراتجی (استراتژی یا  راهبرد ) شیعه

 

 

درود

سالهای بسیاری است که شیعه از ضعف موضع گیری و استراتجی در زمینه های ملی و جهانی رنج

می برد . من در اینجا نکاتی را خواهم آورد که در استراتجی ملی و جهانی برای شیعه حتما باید منظور

شود :

( در ضمن من در اینجا اعلام میکنم که این راهبرد علیه هیچگروهی نخواهد بود .)

افغانستان ) 1 _ استراتجی شیعه بر پایه ی وحدت اسلامی ، عدم انفعال ، واکنش سریع و گستره ی

جهانی برای حکومت جهانی اسلام به رهبری مهدی بزرگ تعریف می شود . اقتدار ملی و عدم نفوذ

بیگانگان نیز در این استراتجی می آید .

۲ - ژرفای استراتجیک برای شیعه همه ی خاک افغانستان است و آن در همه ی تاریخ افغانستان و

خراسان بزرگ برقرار بوده است و خواهد بود .

۳ سیاست های میلیتاری برای شیعه در افغانستان نه تنها در مناطق شیعه نشین بلکه در همه ی خاک

افغانستان تعریف می شود .آن ها بر طبق اصل بازدارندگی تعریف می شود . پس از بیرون راندن نظامیان

 بیگانه از افغانستان ؛ شیعه با هر مهاجمی در خانه ی همان مهاجم نبرد خواهد کرد نه در سرزمین

خود . آن بر طبق اصل غافلگیری و پیش دستی انجام می شود و شیعه حق عملیات نظامی در همه ی

خاک افغانستان و همه زمانی را برای خود حفظ خواهد کرد . امنیت شیعه مقدس است . نبرد بعدی در

خانه ی دشمن خواهد بود . ما انفعال را کنار خواهیم گذاشت .

یک نکته امروزه بهترین شیوه ی دفاع در کشور هایی مانند ما دفاع نامنظم است . بر پایه ی علوم

نظامی شیوه ی نامنظم دارای نظمی خاص است . . .

۴ ـ گستره ی نفوذ ما نیز در همه ی خاک افغانستان تعریف می شود . ما می توانیم در همه ی نهاد های

سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و ... حضور موثر داشته باشیم .

۵ ـ ما باید بیشترین تلاش خود را در نقاط حساس و استراتجیک افغانستان انجام دهیم .

جهان ) ۱ ـ استراتجی شیعه گستره ی جهانی دارد . ما در راستای حکومت جهانی اسلام تلاش خواهیم

کرد که آخرین منجی ( مهدی بزرگ ) رهبر آن خواهد بود . نفوذ ما در همه ی نهاد های بین المللی و

نهاد های قدرت در همه ی جهان . گستره ی نفوذ ما در همه ی نقاط جهان تعریف می شود . ما

می توانیم در همه ی نهاد های سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و ... در همه ی جهان حضور داشته

باشیم . 

۲ ـ ژرفای استراتجیک شیعه همه ی جهان است . آن از نگرش گذشته ( گستره ی فدک ) به گستره ی

جهانی تعریف می شود . سیاست های میلیتاری ما نیز در گستره ی جهانی تعریف می شود .

۳ ـ ما باید بیشترین تلاش خود را در نقاط حساس و استراتجیک جهان انجام دهیم .

خدا بود یارت ... قرآن نگهدارت ... سخی مددگارت ...

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 87/06/02 و ساعت 12:43 بعد از ظهر |

آنجا یک اتوپیا ، آنجا یک پارادایس ، چرخ گردون ( گردش روزگار ) و این جا  یک خانه به دوش

 

به نام پدید آورنده ی افغانستان و به نام آفریننده ی مردم افغانستان و به نام کسی که مردم افغانستان را باعزت آفرید و سرنوشت این مردم را غیر از این نمی خواهد .

 

سلامونه !

شاید تا یک ماه دیگر به وب خود سر نزنم . . .

و درد و نفرین ، درد و نفرین بر سفر ، این گناه او بود ...

این گناه او بود ...

 

نخست آرزوهای خوب برای همه ی مردم افغانستان و همه ی هم میهنان بیرون از افغانستان میکنم . افغانستان را تاکنون ندیدم . اگر آب و دانه الایم  بته ! . . . چه ها خواهم کرد !

مطمئنا روزی به میهن خواهم آمد روزی که اندیشه ی سیاسی خود را پخته کنم . روزی که شایسته ی کشور مقدس خود باشم ...

پیر مشرق،عزیز مهربونم ای غزل بوم، زمین گل نشونم؛ خونه ی من،افغانستان عاشق،کاش که تا بهارتوزنده بمونم . افغانستان ، ای مادر ، تو نبودی که اشک های غریبانه ی مرا پاک کنی ...

 

افغانستان هر چه هست ، کشور ماست .

و به گفته ی کسی : اگر تنگ است اگر باریک ، کوچه ی ماست ...

 

در مورد انقلاب زرد باید بگویم که :

من انقلاب زرد را دگرگونی ( انقلاب ) ای بر پایه ی اسلام واقعی می دانم . اسلامی که اکنون کسانی آن را با لایه ای از بدعت ها می پوشانند . هر که می آید با خود تفسیری از اسلام می آورد ، در حالی که اسلام یکی است . اسلام ، اسلام است . دین کثرت گرا و دینی که به همه ی نیازمندیهای بشری و همه ی زمینه ها پرداخته است . آن اسلام است . من رنگ زرد را رنگ اسلام حقیقی می دانم .

 

و برای کسانی که به درد خود کوچک بینی دچارند می نویسم و باز هم می گویم کشور ما بزرگ است و همیشه از این ها دفاع خواهم کرد . میهن ما از بسیاری از کشور های اروپایی و آسیایی  بزرگ تراست . میهن ما پتانسیل این را دارد که در 10 سال آینده کشوری توسعه یافته شود و این پتانسیل را نیز دارد که جزء 10 کشور دنیا از جهت اقتصادی نظامی علمی و ... باشد .اگر به نوشته های قبلی من توجه کنید من درباره ی روش درست سیاست خارجی افغانستان نوشته ام . هم چنین درباره ی اتحادیه ی آسیای میانه نوشتم ، که افغانستان می تواند پرچم دار این اتحاد و مرکز این اتحاد باشد . . . سیاست همگرایی با جهان و جایگاه افغانستان به عنوان کانون همگرایی ملت های آسیای میانه و جهان . . .

من افغانستان را پدر آسیا می دانم . . . پدر جهان . . . قلب آسیا  . . . قلب جهان ( در این باره پسان تر خواهم نوشت که چگونه است که افغانستان به واقع قلب جهان آینده خواهد بود . اوضاع جهان این را ثابت می کند ) باز هم می گویم که ما این توانایی را داریم .. اگر ما خود را کوچک انگاریم جهان نیز به ما حقارت را خواهد داد . من افغانستان را از دور می بینم که این پتانسیل را دارد .

 

***************************************************************************************

یک نکته :

ما در فیزیک کوانتوم به این موضوع دست یافته ایم که همه ی پدیده ها و رویداد های جهان از یک قانون پیروی می کنند . قانون جاذبه . ما به این رسیده ایم که انسان می تواند پدیده های جهان را جذب کند به این صورت که جهان به انسان همان چیزی را می دهد که انسان در تصور خود ،  خود را دارنده آن می داند .

ما هر پدیده و هر چیزی را تصور کنیم در واقع آن را جذب کرده ایم و جهان نیز به این درخواست ما پاسخ خواهد داد و همین طور اگر به پدیده ی بدی فکر کنیم و آن را تصور کنیم پس جهان نیز آن را به ما خواهد داد . تاکید می کنم که این یک قانون است که بر پایه های فیزیک نوین اثبات شده است . این همان چیزی است که روان شناسان به آن نیروی درون انسان می گویند . البته این موضوع را ما می توانستیم هزاران سال پیش با استفاده از تعالیم اسلامی و قرآن کتاب خدا بیان کنیم . خداوند وقتی بگوید موجود باش آن پدیده اتفاق می افتد . چنانکه دین ما می گوید ، می دانیم که خدا از روح خود در انسان دمید و این به ما نشان می دهد که ما نیز به مقدار ناچیزی از آن نیرو را داریم چون خدا از روح خود در انسان دمید . این مقدار ناچیز همان نیروی درونی ماست . خوب این چه ربطی به موضوع ما داشت؟ ببینید اگر همه ی مردم ما تصور حقارت بکنند جهان نیز این را به ما خواهد داد ولی اگر ما خود را بزرگ پنداریم (که این طور هم هست )

جهان نیز بزرگی و عزت هزاران ساله ی ما را بر می گرداند . یک نمونه برایتان از این خود کوچک بینی برایتان بگویم . من چند سال پیش یکی از کتابهای کمک درسی افغانستان ( فکر می کنم مال دوره ی ظاهر بود ) را دیدم و کنجکاوانه خواندم چون می خواستم دید کلی ای از نظام آموزشی افغانستان بدست آورم .

در آن کتاب ها سوال هایی از درس های گوناگون بود ولی نمی دانم سهوا یا عمدا سعی شده بود افغانستان را کشوری کوچک و ناتوان نشان دهد . مثلا یک سوال این بود . مساحت افغانستان برابر با کدام یک از ایالت های آمریکا است؟ ج: تگزاس و بسیاری سوالات از این گونه ... وقتی دانش آموزان سرزمین ما این ها را می خواندند حقارت در وجودشان جای می گرفت  . . .                                                    

****************************************************************************************

 

ببینید برای من شگفت آور است که اقبال لاهوری فقید  به افغانستان به عنوان کشوری می دید که وارث تمدنهای بزرگ عهد اسلامی است و در زمان معاصر نخستین کشوری است که از یوغ استعمار رهایی یافته( البته بگذریم که میهن ما هیچ گاه مستعمره نبوده است ) و میتواند الگویی برای سایر کشور های مسلمان قرار بگیرد و خود ما خود را کوچک می انگاریم .

برای من جالب است که یک دانشجوی آلمانی ( آقای هاینه ) تقریبا همه ی زبان های ملی افغانستان  و زبان های  رسمی افغانستان را به خوبی می داند .خصوصا دری ، پشتو و ترکی ازبکی را بسیار خوب صحبت می کند، ولی ما در افغانستان افراد کمی داریم که مانند او باشند . ما خود را از یاد برده ایم و نمی شناسیم .

 

  *      *     *

ما از نظر منابع زیر زمینی بسیار غنی هستیم . نفت ، گاز ، یورانیم (که در آینده واکنون یکی ازاستراتژیک ترین منابع در جهان خواهد بود و است ؛ حال بگذریم که اورانیوم ما را انگلیسی ها  و امریکایی های بیگانه می برند ... و قربان این دولت شوم که از یک سو ادعای ... و از این منظرمیهن ما را به استعمارمیفروشد  ... ) زغال سنگ ، آهن و ... را داریم . از همه مهم تر ما آب داریم . در آینده و حتی همین حال می توانیم ببینیم که کشور های همسایه از ما آب را گدایی خواهند کرد و می کنند ( همین حالا مثلا ایران ) .

ما موقعیت جغرافیایی بسیار خوبی داریم ؛ هم از نظر ترانزیتی هم از حیث استراتجیک .

بگذریم از سرمایه های خودمان . امروزه سرمایه ی هر ملتی با منابع معدنی و طبیعی آن کشور شناخته نمی شود ، بلکه با منابع انسانی آن کشور شناخته می شود . آن بزرگ ترین سرمایه است . ما از این نظرهم غنی و سرشار هستیم .

ببینید ما با فرهنگ ترین مردم جهان را در افغانستان داریم . شما ببینید ما اگر در کوچی های افغانستان هم نگاه کنیم ، می بینیم که آنان دارای برترین فرهنگ هستند و برترین مردم کوچی در همه ی دنیا هستند . فرهنگ آنها همواره مورد توجه محققان مختلف جهان بوده است . یکی از این محققان می نویسد در یک خانواده ی کوچی بزرگ ترین نفرین یا بزرگ ترین ناسزایی که یک مادرممکن است  به دخترش بگوید این است : خدا کند زود تر شوهر کنی ! . . . ترانه های کوچی بسیار غنی و هزاران ساله است . . .

ببینید ما این چنین مردمانی هستیم . این خود هستیم که خود را نادیده گرفتیم یا در بهبوهه های ما جرا هایی که تاریخ بر سر ما آورده است ما این چنین پرورش یافتیم ، با این گفته در ذهنمان همواره روبرو بودیم " ما نمی توانیم !! "  ببینید من یک وقتی در نژاد های افغانستان تحقیق کردم . بعضی دانشمندان نژاد های جهان را به 5 دسته ی  نژادی  تقسیم کرده اند و من دیدم افغانستان 4 دسته ی  نژادی  از این 5 دسته ی نژادی  را داراست و فقط دسته ی نژادی  آفریقایی را ندارد .

امروزه هر کشوری که گوناگونی نژادی بیشتری دارد پتانسیل بیشتری برای پیشرفت دارد . شما بدانید که بسیاری از کشور های جهان به این گوناگونی نژادی و قومی افغانستان رشک می برند ( حسد می برند ).

اکنون شما ببینید کشور های اروپایی ، آسترالیا ، امریکا ، کانادا و بسیاری از این کشور های جنوب شرق آسیا  ، آمریکای لاتین و کشور های عربی   با آمدن نژاد های گوناگون به کشورشان بسیار پیشرفت کردند ولی آنها با این مسئله روبرو هستند که این بسیاری از این نژاد ها یا به سرزمین اصلی خود وفادار ترند یا به ارزش های کشور دوم چندان پایبند نیستند و در تلاش هستند که فرهنگ خود را نگهداری و حتی گسترش دهند ( مثلا چینی ها در کانادا و آسترالیا و اسپانیولی ها در آمریکا که مثلا ما در جریان تیبت (تبت ) و همچنین مشعل المپیا دیدیم که چینی های آسترالیا به پشتیبانی چین مائوئیست  مظاهره کردند یا مظاهره ی(تظاهرات )چینی ها در سنفرنسیسکو امریکا . . . ) یا در بعضی جاها حتی خطری برای امنیت ملی کشور های دوم هستند و مسایل دیگر که کشور های گفته شده با آن ها روبرو هستند .

اکنون ببینید ما این مشکلات را نداریم نژاد ها و اقوام افغانستان هر کدامشان دست کم یک قرن در این میهن تاریخ دارند . آنان به کشورشان عشق می ورزند . فرهنگشان یکسان است . بیشتر قوم های افغانستان هزاران سال است که با هم به خوشی زندگی می کنند .

 یک چیز جالب این که ما جنگ ها و خونریزی ها بین اقوام گوناگون در افغانستان را داشته ایم ولی هیچ گاه جنبش های تجزیه طلبی را نداشته ایم ! ( به غیر از بعضی  از ... )همه به اصل افغانستان وفادار بوده اند .

 

امروز دنیا افغانستان را به گونه ای دیگر شناخته است . افراط گرایی در افغانستان تا 25 سال پیش اصلا سابقه نداشته است ( غیر از یک زمان در دوره ی عبد الرحمان ) . افغانستان میهن سازش بوده است . سازش ادیان گوناگون . هر اندیشه ای درافغانستان مجال رشد یافته است . بسیاری از دارندگان اندیشه های بشری افغانستان را جایگاهی برای گسترش اندیشه هاشان و پایگاهی برای صدور آن یافته اند . ادیان و اندیشه های گوناگون ( اسلام ، بودائیزم ، زردشتی ، یهودی ، مسیحی ،هندوئیزم ، سیک و ... ) در افغانستان رشد کرده اند . حتی فرقه های گوناگون اسلامی مانند چندین فرقه ی سنی و چندین فرقه ی شیعه در افغانستان هستند . حتی ما تا چند سال پیش کافر هم در افغانستان داشتیم . در درازنای تاریخ تمدن های بزرگ  افغانستان همه ی اندیشه ها گرامی داشته شده و ارج نهاده شده است . 

 

سال ها اندیشیدم و دیدم :

 

 

اتوپیا( شهر خوبی ها)ی من همین ، میهن من ( افغانستان) است .

 

 

پردایس ( پارادایس یا بهشت ) گمشده ی من ، میهن من است .

 

 

ما در افغانستان بهترین های جهان را داریم . خدا بر ما منت نهاد و بهترین آفریدگانش را در افغانستان جای داد . ما در افغانستان نورستانی ها را داریم . آنها از سپاهیان اسکندر مقدونی هستند . آنها اروپا ، ایران ، هند و... را گشودند . اسکندر و سپاهیانش از پیشرفته ترین علوم نظامی برای گشودن جهان استفاده کردند و با این که در جاهایی تعدادشان از طرف مقابل بسیار کمتر بود ولی آنها پیروز شدند . اینان ( نورستانی ها )  فرزندان سپاهان الکساندر هستند . امروز حتی اگر از یک دخترک خردسال ایتالیایی هم بپرسید قهرمان  تو و میهن تو کیست ، با آن زبان خود می گوید : آلساندرو مگنیا ؛ حال چه رسد به یونانی ها و مقدونیه ای ها و دیگر اروپایی ها . این هم وصف یکی از نژاد های افغانستان !

ما در افغانستان ترک تباران را داریم . ( ترک : زیبا ) کسانی که با لیاقت خود در بسیاری از امپراتوری های  چند هزار سال پیش دارای مقام های بزرگ شدند . ما ترک های مغول تبار ( قزاق ها ، قرقیز ها ، ازبک ها ، تاتار ها و .. ) را در افغانستان داریم . آنان از تبار کسانی هستند که چین را گشودند ، ایران را گشودند ، امپراتوری روم را گشودند . جهان را گشودند . نظمی که در جهان بود را تغییر دادند . آنها امپراتوری های ستمگر جهان را نابود کردند .

ما در افغانستان عده ای از عرب ها را داریم . آنها کسانی هستند که زبانشان شیوا ترین زبان جهان است .

ما تاجیک ها و هزاره ها را در افغانستان داریم . این دو قوم در بسیاری از موارد هیچ فرقی با هم ندارند .

در فرهنگشان ، زبانشان ، و در بسیاری از موارد در مذهب و حتی در برخی موارد در ظاهر و چهره شان با هم تفاوتی ندارند . در بسیاری از جاهای افغانستان سرزمین هاشان جدا ازهم نیست . . . (در مورد تاجیک ها و سایر اقوام میهن زیاد نمی دانم . لطفا به من کمک کنید .) هم در بدخشان و دیگرجاهای شمال افغانستان دمبوره به عنوان ساز محلی شناخته می شود هم در ازره (هزارستان یا ...) . هزاره ها نرم خوی ترین و انعطاف پذیر ترین اقوام افغانستان هستند . همان گونه که گفتم بسیاری از سرزمین هاشان با تاجیک ها ، پشتون ها ( پختون ها ) ، ازبک ها ( اوزبیک ها ) ، ترکمن ها ( تورکمن ها ) ، تاتار ها ، نورستانی ها و . . . یکسان است و نمی توان سرزمینی را به عنوان سرزمین هزاره تفکیک کرد . به گفته ی آقای کریم کرزی که پیشتر در این وبلاگ نظر داده بودند ( در مطالب پیشین ) ؛ سرزمین هزاره ؛ افغانستان است .

 آنها بازماندگان امپراتوری کوشانی ها و یفتلی ها  هستند . کشور کوشانی شامل افغانستان کنونی ، شرق ایران ، شمال هند و همه ی آسیای میانه تا شمال کازاخستان ( قزاقستان ) کنونی بود . کوشان ها از اقوام یواچی بودند که یک

دسته از اقوام ست است . ( کوشان ها در انتهای غربی قلمرو ست ها زندگی می کردند .و یفتلی ها نیز از اقوام ست هستند ....)

آنها از یونانی ها ( پس از حمله ی اسکندر ) شکست خوردند و در کمال شگفتی امپراتوری ای کوشانی _یونانی ساختند . با خط و زبان یونانی آشنا شدند و تنها مردمانی بودند که حکومتی با سازش با یونانی ها ساختند و خود زیر حکومت آنها نرفتند .

آنها پسان تر یک حکومت هندی _ کوشانی ساختند و ... پسان تر ...

جنگ هایی میان آنها و ایران درگرفت و در پایان این جنگ ها با ازدواج یک شاهزاده ی کوشانی با یک شاهزاده ی ایرانی پایان یافت و دو کشور متحد شدند . با توجه به روحیه ی انعطاف پذیری کوشانی ها می بینیم این مردم باز زبان فارسی را آموختند و با فرهنگ آریایی ها آشنا شدند . به آریایی ها اجازه دادند تا در

سرزمین های کوشانی در تاجیکستان امروز ، بدخشان افغانستان و شهر های بلخ ،سمرقند ،بخارا ،هرات و ... ساکن شوند . با این که دین رسمی کشورشان بودایی بود به آریایی ها اجازه دادند که دین زردشتی را ترویج کنند و آتشکده ها را بسازند .با هجوم مغول ها در افغانستان خود را با فرهنگ آنان تطبیق دادند و در دستگاههای آنها مشغول به کار شدند.  با این که مغول ها بسیاری از سرزمین های کوشانی را نابود و مردمش را قتل عام کردند ، ( چنگیز خان بامیان را نابود کرد و همه ی مردمش را کشت . ) گوشه هایی از فرهنگ مغولی را فرا گرفتند . با زبان آنان آشنا شدند ولی زبان ازرگی ( دری هزارگی ) خود را حفظ کردند و به آن غنا بخشیدند . با هجوم ترک ها به سرزمین افغانستان امروز هزاره ها در بسیاری از حکومت های آنان مشغول به کار شدند و فرهنگ و زبان آن ها را فرا گرفتند . . .

هزاران سال پیش امپراتوران چین ، هند ، ایران ، روم و مصر لباس های ابریشمین ( برک هزارگی ) را به عنوان فاخرترین و زیباترین لباس ها می پوشیدند در حالی که در سرزمین ازره هر کودکی برک را به عنوان یک لباس عادی می پوشیدند  . . .

به دید کلی هزاره ها که بومی ترین مردم افغانستان ، آسیا و حتی شاید بومی ترین مردم جهان هستند با هر مهاجمی سازش کردند با فرهنگشان آشنا شدند و خود از بین نرفتند . از 300 سال پیش به این طرف

این فرهنگ سازش هزاره ها تبدیل به فرهنگ پذیرش ستم در میان آن ها شد و تا به امروز که می بینیم که حتی بعضی ها تاریخ حداقل 14000 چهارده هزار ساله ی هزاره ها را قبول ندارند ...

ما پشتون ها را در افغانستان داریم . مردمی که اگر نبودند کشوری به نام افغانستان وجود نداشت . آنها در دورانی که به قسمت شرقی ایران ( افغانستان کنونی ) توجهی نمی شد و مردم این بخش به عنوان شهروندان درجه ی دوم  شناخته می شدند ، سبب استقلال افغانستان شدند. آن در زمانی بود که حکومت ایران به خواسته های مردم افغانستان کنونی هیچ توجهی نمی کرد . تا جایی که یک حاکم گرجی را بر قندهار( به گفته ی خودم! کندهار بابا ) و مردمش تحمیل کرد .پشتون ها ما را روحی تازه بخشیدند و اگر آنها نبودند ما به وسیله ی همسایگان خورده می شدیم! آنها کسانی بودند که به حکومت آن دوران خواسته های مردم افغانستان را شناساندند و به سبب بی توجهی حکومت ستمگر دوران ناچار به استقلال شدند . آنان شمال هند را گرفتند و بزرگی ملت ما را به دنیا نشان دادند و . . .

 

 

همه ی این ها را گفتم که بدانیم ما بزرگ هستیم . این فقط بررسی چند قوم از 50 قوم افغانستان بود . ما دردرازنای تاریخ همواره در همه ی جهان درخشیدیم . دنیا را تغییر دادیم . بدانیم ما مردم افغانستان فرزندان آنانیم . اگر به جایگاه واقعی خود در جهان نرسیم ، به نیاکان خود چه پاسخ دهیم ؟؟؟ سرزنش آنان بر ما می رسد اگر خود را بالا نبریم ...

مثل این که سخن بسیار به درازا کشید . ببخشید تو را به خدا !

درود بر شما و درود چندین برابر به نیاکان شما مردم با شرف افغانستان

راستی تو را به خدا برایم دعا کنید . خصوصا آنهایی که در افغانستان هستند . چون آن سرزمین مقدس است.

برای این که فراموشتان نشود ، همین حالا برایم دعا کنید که خدا من را ، یک فرزند افغانستان را پیروز و رستگار کند .

دعا کردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب ........

 

به امید دیدار... د خدای پامان ...

جاویدان باد . . . افغانستان . . . مادر پیر اورآسیا

 

 

شهر   من  ،  من  به  تو  می اندیشم  نه  به  تنهایی خویش

 

 

از پس شیشه  تو را می بینم ، که  گرفتی مرا در بر خویش

 

 

من وضو  با  نفس خیال تو می گیرم ، و  تو را  می خوانم

 

 

و به شوق فردا که تو را خواهم دید ، چشم به راه می مانم

 

 

تن     من    پاره ای      از    ،      آن      تن     توست

 

 

و   قشنگ ترین    شب های     پر ستاره   ،  شب  توست

 

 

* * *

نویسنده : نیک   ف

در می  ۲۰۰۸  

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 87/02/28 و ساعت 4:29 بعد از ظهر |

 

زیونیزم (سیهونیسم یا صهیونیسم ) خطری برای دنیاست و همچنین خطری بزرگ برای افغانستان و آسیای میانه

 

 

 

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین

 

 

 

خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و فرجشان را نزدیک کن و دشمنانشان را نابود کند .

  

 

به نام خداوند بخشاینده ی مهربان

 

ما به موسی کتاب دادیم و آن را راهنمای بنی اسرائیل کردیم . جز من کارسازی برنگزینید .

ای فرزندان کسانی که همراه نوح به کشتی بردیم نوح بنده ای سپاسگزار بود .

در آن کتاب به بنی اسرائیل اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد می کنید و برتری جویی بزرگی خواهید داشت .                                                                                                                                                                                                                    

چون وعده ی نخستین آن بیاید مردان بسیار نیرومند را برای شما برانگیزیم تا درون خانه ها را جست و جو

کنند و در این وعده تردیدی نیست .

آنگاه شما را بر آنها چیره گردانیم و با اموال و فرزندان یاریتان کنیم و نفراتتان را بسیار گردانیم .

آگر نیکی کنید به خود کرده اید و اگر بدی کردید باز به خود کرده اید و چون وعده ی دیگر فرا رسد اثر غم و اندوه در رخسارتان آشکار شود همانگونه به مسجد درآیند که در بار نخست وارد شدند و آنچه را زیر سلطه ی خود بیابند به سختی نابود گردانند .

امید است که پروردگارتان به شما رحم کند و اگر برگردید ما هم باز خواهیم گشت و ...

سوره ی اسراء قرآن (کتاب خدا )

 

 

 

 اسلام دین ماست و آن والاترین دین است . دینی که با منت خداوند بر مسلمانان از گزند تحریف به دور ماند . در حالی که ادیان دیگر حتی در مبانی خود تحریف شده اند .

به مانند مسیحیت که به یگانگی خداوند شرک ورزید و ... اکنون مسیحیت فرقی با کفر نمی کند ...

و یهودیت نیز از پایه های خود دچار تحریف شده است . اینک این مسیحیان و یهودیان دین ما را در جهان به سخره می گیرند ؟؟؟؟؟

آن هنگامی که مسلمانان در بلخ و بخارا و هرات و ... در پیجیده ترین مسایل علمی کار می کردند اجداد بعضی از اروپاییان در غارها زندگی می کردند . تاریخ می گوید تا قرن پیش اروپایی ها حتی با حمام آشنایی نداشتند !!! بعد از این قرن جدید به تقلید از مسلمانان ...

آنان کتاب های دانشمندان مسلمان افغانستانی  مانند ابو علی سینای بلخی ( دانشمند بزرگ افغانستان ) ابو ریحان بیرونی (دانشمند افغانستانی ) فارابی ( افغانستانی ) خوارزمی ( دانشمند افغانستانی ) خواجه نصیر الدین طوسی عمر خیام نیشابوری غیاث الدین جمشید کاشانی و... را ترجمه کردند و ...

اکنون  پیشرفت خود را مدیون ما هستند ... اینک به ما توهین می کنند ... به دین ما ...به پیامبر ما  (پیامبری که او راز آسمان ها است ) و ... این تحمل ناپذیر است .

 

 

 

این را همه ی ما می دانیم که یهودیان نخستین امپراتوری یکتاپرستان دنیا را ساختند (در زمان داوود پیامبر و سلیمان پیامبر ) . ولی این امپراتوری پس از داوود به دلیل پیروی نکردن بنی اسراییل از پیامبر بعد از داوود از بین رفت .

 

یهودیان با زیونیست ها بسیار تفاوت دارند . از همان آغاز یهودیت کسانی از یهودیان تلاش می کردند تا آیین

موسی را تحریف کنند که این کار را نیز انجام دادند . تا همین قرن که می بینیم زیونیزم نیز در ادامه ی همین تلاش ها برای دگرگونی آیین مقدس موسی پیامبر بزرگ خداوند است .

تئودور هرتزل اتریشی ایده ی کشور یهود را داد ... کانون یهودیان سه منطقه ی دنیا را برای ساختن این کشور پیشنهاد کردند : آرجنتاین (آرژانتین ) پالستاین (فلسطین ) و آنگولا  که فلسطین برگزیده شد .

دیزرائیلی و چرچیل (نخست وزیر یهودی انگلیس ) از آن پشتیبانی کردند و نتیجه ی این تلاشها قیمومیت بریتانیا بر پالستاین و کوچانیدن یهودیان اروپا روسیه و آمریکای شمالی به آنجا بود . سرزمین های فلسطینی

یکی پس از دیگری به زیر اشغال رفتند .فلسطینی های بیشتری کشته شدند و نیمی از فلسطینیان آواره شدند .

جنگ اعراب و اسرائیل و ...

اکنون در دو ناحیه ی سرزمین فلسطین موجودیتی از فلسطین وجود دارد ...

 

 

در اینجا نخست پرسش هایی به میان می آید .

نخست این که اگر چندین هزار سال پیش قومی در جایی زندگی می کردند و به سبب هایی کوچ کرده و به

جاهای دیگر دنیا رفتند و گروهی دیگر به جای آنان در آنجا زندگی را آغاز کردند  اکنون آیا این حق گروه

نخست است که دوباره با زور و کشت و کشتار دوباره به سرزمین ها ی نخست برگردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوم این که از کجا آشکار می شود که این کسانی که دوباره به سرزمین پالستاین (فلسطین ) آمدند یهودی

اصیل باشند؟؟؟؟؟ اکنون ما در سرزمین های اشغالی یهودیان از نژاد افریقایی را می بینیم و از نژادهای

غیر یهودی و در مجموع یهودی شده ها را  می بینیم !!!!!!!!

سوم این که آیا می توان این کشور را با امپراتوری داوود و سلیمان مقایسه کرد؟؟

حکومت داوود و سلیمان حکومت برابری و برادری و فرمانروایی خداوند بود آیا اسرایل نیز همین گونه است؟؟؟

آیا هولوکاست رخ داده است یا این نیز یک فریب و دروغ جهانی است ؟؟؟

اگر هولوکاست وجود داشته است چرا قتل عامهای رواندا کشتار ها به وسیله ی خمر های سرخ قتل عامهای جنگ جهانی اول و دوم  کشتار های افغانستان کشتار سرخ پوستان در قاره ی امریکا کشتار چینی ها به دست ارتش جاپان کشتار ویتنامی ها به دست امریکایی ها کشتار الجزایری ها به دست ارتش فرانسه کشتار لیبیایی ها به دست ایتالیایی ها و ......... چرا این کشتار ها که به صدها میلیون می رسد به مانند هولوکاست بزرگنمایی نشده است ؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا اروپاییان از ساختن اسرائیل هدفی جز جدایی مصر از سرزمین های دیگر عربی(جلوگیری از شکل گیری قدرتی عربی...)  و هدفی جز بیرون راندن یهودیان از اروپا داشتند؟؟؟؟؟

 

 

از کاوش در زیونیزم بر می گردیم به تقلای اسرایل این کشور کوچک برای نفوذ بر دنیا .

اسرایل کشوری است که آشکارا از تروریزم پشتیبانی می کند . در همه ی دنیا جاسوسی می کند . درامریکا

کانادا و کشورهای اروپایی نفوذ دارد و پشتیبانی کننده (لابی ) زیونیزم در همه امریکای شمالی وجنوبی  اروپا و آسترالیا کار می کند.

 

 

در خاورمیانه و کشورهای عربی زیونیزم کار می کند ...

در آسیای کوچک و ترکیه زیونیزم نفوذ دارد به گونه ای که صاحبان صنایع بزرگ ترکیه از یهودیانند .

اسرایل هزاران هکتار از زمین های حاصل خیز ترکیه را در سالها پیش خریداری کرد . اسرایل با ترکیه

رزمایش(مانور ) برگزار می کند و سلاح های جنگی به ترکیه می فروشد و ...

در گرجستان  و قفقاز و آذربایجان ایسرایل نفوذ دارد و کار می کند ...

در آسیای میانه ی ما نیز اسرایل کار می کند . در اوزبکیستان اسرایل سرمایه گذاری کرده و در آنجا نفوذ دارد. یهودیان اوزبکیستان که به هزاران تن می رسند در آنجا نفوذ اقتصادی و سیاسی دارند .

در ترکمنیستان قرقیزیستان کازاخستان (قزاقستان )و در همه ی آسیای میانه زیونیزم نفوذ دارد .

 

اکنون با آمدن امریکا در افغانستان جای پای ایزرایل هم باز شده است . اسرایل در افغانستان جاسوسی

می کند . ( یک نمونه از جاسوسی  ایسرایل این که سامانه ی جاسوسی الکترونیکی رافائل را در

افغانستان راه اندازی کرده است ) جاسوسان اسرایل در همه جای افغانستان (کشور جاسوسان ) هستند .

اسرایل در پوشش سازمان های غیر دولتی (( NGO در افغانستان کار می کند . در لباس ناتو و نیروهای

چند ملیتی و ... اسرایل در افغانستان حضور دارد . میسیونر های مذهبی به افغانستان می فرستد .

فعالیت تبلیغ کنندگان مسیحیت در افغانستان بسیار زیاد شده است و آنها از هر امکانی برای تبلیغ مسیحیت

بهره می برند .

روزنامه ی الرای العام در چندی پیش گزارشی از فعالیت اسرایل در افغانستان در اینتر نت ارائه کرد .

در این گزارش نوشته شده بود که اسرایل اعلام کرده که ما یک ملیون یهودی مسلمان شده در افغانستان داریم.

این ها باید به یهودیت بر گردند . ایسرایل خاخام های  پشتون یهودی را آموزش داده است . هر کسی را که

به یهودیت بیاید را اسرایل پشتیبانی می کند و به سرزمین های اشغالی فلسطین می برد و ...

یک چیز جالب این که در بیشتر سازمان هایی که زیونیسم نفوذ دارد نماد آن سازمان نماد زیتون (سازمان ملل متحد ) یا کنیسه ی یهود ( یونسکو ) یا مار و ... (بهداشت جهانی ) یا شمعدان و یا ستاره ی شش پر داوود است که یک نکته ی جالب این که نماد دانشگاه کابل نیز زیتون و کتابی شبیه به شمعدان است و این

نشانی از زیونیسم ...

 

به گونه ی کلی اگر بگویم اسرایل برای افغانستان خطر است و با تاسف که دولت ما راه را برای اسرایل و

مزدورانش در افغانستان باز گذاشته است و حتی نمی تواند از حضور میسیونر های مذهبی که  آشکارا تبلیغ دین های تحریف شده ی مسیحیت و یهود را می کنند را بگیرد .

آه از این دولت های پست که ملت ها را نیز به پستی می کشانند ...

 

 

از اینها گذشته ...

ما مسلمانان و همه ی مردمان راست اندیش جهان  با اصل زیونیسم  مشکل داریم ... چرا باید رجیمی نژاد پرست در جهان وجود داشته باشد ...

که در جهان فساد کند ...

 

 

زيونيسم و مزدورانش اكنون براي ضعيف كردن ما و مردم ما آغاز به تبليغ سكولاريزم

 

كرده اند .من در این جا اعلام می کنم پایه های اندیشه ی سکولار  سست و آن در

 

حال نابودی است . . .

 

د خدای پامان

 

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 87/01/15 و ساعت 11:24 قبل از ظهر |

سال نو خوبی برایتان آرزو می کنم .........هم میهنان

 

گرامی ...در هر جای دنیا...

 

 

 

 

گل   گلشن   گلفام   ۲ 

 

 

 

 

احمد ظاهر فقید به سبب اندیشه اش (ایدئولوجی اش ) کشته شد .

 

در نوشته ی پیش آوردم که تیره روزی ما از آن جایی آغاز شد که روشن اندیش ها دانشمندان و اندیشمندان (گل ها ی ) گلشن (افغانستان ) ما را از میدان بیرون کردند . در این جا درباره ی یکی از این روشن اندیش ها نوشته ام .

سالها پیش یکی از آهنگ های احمد ظاهر را در هنگامه ی ناباوری از دیدن چهره ی افغانستانی که میدیدم بدست آوردم . او ندایی خوش داشت و بسیار گیرا. من که او را نمی شناختم با خود اندیشیدم که او باید از خوانندگان نو باشد زیرا ندای شیوای او به گونه ای بود که گویی همین 7 و 8 سال پیش می زیسته است .

چندی گذشت و دانستم که او 29 یا 30 سال پیش به سبب هایی که تا کنون در درستی آنها جای گفت و گو

است درگذشته است .

کسانی می گویند او در یک رخداد هنگامی که در خودرو (موتر)خود بوده است کشته شده است . کسانی

دیگر نیز می گویند که او در ایران در هنگام دگرگونی (انقلاب ) به دست مزدوران خمینی کشته شده است.

کسانی دیگر می گویند که او به دست دولت افغانستان در هنگام گذشتن او از سالنگ  ترور شده است .

(چند سال پیش افغانستانی های آمریکا در آتلانتا با بازجویی از کسی که گفته می شود قاتل احمد ظاهر فقید

است  دریافتند که احمد ظاهر به  دستور حکومت آن دوران در سرک سالنگ  کشته شده است ... )

 

به نظر من نیز او به دست حکومت افغانستان کشته شده است . و روشن اگر بگویم او به سبب اندیشه هایش

کشته شده است .

این را می توانم بگویم که او انسانی بزرگ بود . با این که فرزند نخست وزیر بود ولی بسیار فروتن بود .

بخشنده بود و ...

میهن گرا و مردم گرا (ملی گرا ) بود . به آزادی می اندیشید . آزادی مردم افغانستان از هر چه بوی خواری (ذلت ) بدهد(آزادی از زیر دست بودن و پست بودن در برابر کشورهای همسایه و ابر قدرت ها . . . )

 آزادی از افراط گرایی ( چه افراط گرایی اسلامی  چه افراط گرایی کمونیزم و چه افراط گرایی

لیبرالیزم و ...) و آزادی از نژاد گرایی و قوم گرایی و آزادی و آزادی . ..

 اکنون خانواده اش در آمریکا هستند ...

 

در این جا سخنی را می آورم که شاید شما هم آن را شنیده باشید و اندکی اندیشه های او را در شعری که

 به زیرکی خوبی اندیشه های او را آورده است به ما می شناساند . شعرش را نمی دانم از چه کسی است .

اگر شما آگاهی از آن دارید مرا آگاه سازید .

باز هم می گویم که این تنها اندکی از اندیشه های او را به ما می شناساند .او  حکومت دوران خودش و

گروههای سیاسی آن دوران را سرزنش می کند .

 

 در بیت نخست او زندگی یگ مردم و یگ میهن را هنگامی می داند (یگ میهن را هنگامی زنده می داند ) که بنده و زیردست دیگران نباشند و اگر یگ ملت بنده دیگران باشد زندگی آن مردم به پایان می رسد .در بیت دوم و سوم می خوانیم هنگامی که دربرابر بندگی ما دیگران ما را هدیه ای (خلعتی) به ما دهند این هدیه نیست ( و به گفته ی ما نان بی ننگی است ...) و اگر ما در در برابر دیگران (هم بیگانگان و هم کسانی که خواری ما را پیش بیگانگان می خواهند ) ایستادگی کرده و نابود شویم این شرف ماست و در این ما را بزهی (گناهی) نیست .

و در پایان می خوانیم ...

زندگی یگ ملت هنگامی است که آن آزاد و مستقل باشد .(استقلال سیاسی  اقتصادی و ... )و راه ما  برای

بدست آوردن آزادی مبارزه است  و بس . (من می گویم من می گویم من در اینجا می گویم  من می گویم ...

 هر اندیشه ی سیاسی ای که هر گروپی دارد داشته باشد ولی برای این که حکومت را در دست بگیرد کاری نکند که دستهای بیگانگان به دامن پاک این میهن برسد . کاری که حکومت های شاهانه  حکومت کمونیسم  و حکومت مجاهد ها با آن همه ادعا و حکومت طالب ها آن را انجام دادند و نفوذ بیگانگان را به شیوه ی

مفتضحانه ای در کشور آوردند ... و اکنون نیز حکومت جمهوری تاجدار کرزی این کار را کرده و می کند به گونه ای که بوی تعفن آن در دنیا پیچیده است.

بگذریم از این سخنان که کارهای این حکومت های دست نشانده به مانند لجن زیر استخر می ماند که هر چه

بیشتر آن را حرکت دهیم بوی گندش بیشتر می شود ...)

 

 

 

 

 

زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست                      بندگی گر شرط باشد زندگی در کار نیست

با حقارت گر ببارد بر سرت باران در                       آسمان را گو برو بارندگی در کار نیست

گر فشار دشمنان آبت کند مسکین مشو                       مرد باش ای خسته دل شرمندگی در کار نیست

زندگی آزادی انسان و استقلال اوست                       بهر آزادی جدل بندگی در کار نیست

 

 

 

 

با آرزوی سال نو خوب برای همه ی افغانستانی های دنیا از ایسلند تا جاپان از چین تا مالایزیا و از

 لاتینو آمریکا تا کانادا و ازخاور تا باختر این دنیا.............

و برای مردم خود افغانستان آرزوی سربلندی و بهروزی دارم و از خداوند می خواهم که سال نو وضع ما

را به گونه ای دیگر دگرگون کند .

به امید افغانستانی آباد و آزاد و سرفراز

افغانستان جاوید باد .

 

 

 

افغانستان ای مام قلندر گریه تو ره نبینه این دنیای بی رحم

 

 

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 86/12/19 و ساعت 2:42 بعد از ظهر |

برای شما آرزوی سال نو خوش می کنم.

 

گل   گلشن   گلفام

 

به نام خداوندی که افغانستان را برای باشکوه بودن آفرید و به خداوندی خداوند سوگند که او نیز 

نمی خواهد روزگار مردم ما این گونه باشد .

 

چرا افغانستان این چنین دگرگون شد وپشت به گذشته ی پرشکوه خود (صد هزار 

سال ـتاریخ سکونت انسان در این سرزمین ـ و حداقل ۱۴ هزار سال تمدن ) 

کرد؟؟!!

هنگامی که به گذشته ی گلشن (افغانستان ) بنگریم کشتار روشنفکران  دانشمندان 

و گریختن آنها را  در هنگامه (زمان ) حکومت های عبد الرحمان تا ظاهر

و داوود و رجیم کمونیستی و رجیم های مجاهدین و طالبان  می بینیم .

هنگامی که بزرگان و روشنفکران  بر بالای دار و در سیاه چال ها برده شدند

کسانی خواهند آمد که شایسته نیستند......

گلهای گلشن (افغانستان ) ما را حکومت گلفام ها (گل رنگ ) نابود کردند آن 

هنگام بود که ریشه ی نگون بختی ما رویید ...

و اکنون حکومت ها نا شایسته ... 

 

اکنون شعری از خانم حیدری را ...

 بر گرفته از سایت خاوران khawaran.com

یک دنیا سیاهی

 نوشته: لینا روزبه حیدری

 

روزگاریست

ببین

روزگاری که نور در کف تاریکی

 بخود میبالد

ریشه جهل و پلیدی ز دهان منطق

با وقار خاصی خفقان میزاید

روزگاریست که هر دلقک پر رنگ و صدا

نسلی از دین خودش میسازد

روزگاریست که این نسل ز احساس بدور

روزگاری که این نسل همه فسق و فجور

مثل کرم پیله

فاسد و بی مقصد

یا به هم میلولند

 یا که بی چشم و دل و کور

 ز تن همدیگر

لقمه

  بر میگیرند

 

روزگاریست که وحشت

به در شهری ز خاکی زمین

مثل یک دایره تکرار مکرر دارد

 

روزگاریست که پرواز فقط سایه بالیست و بس

که جدایش کردست ز تن نازک بلبل

به شقاوت دستی

که ز استین مخوفیست برون

و تکان میدهدش بر کف خویش

تا دگر کس نکند فکر بلند پروازی

تا دگر کس نکند فکر

نکند احساسی

 

 

 

روزگاریست که باید به همه عادت کرد

کمر خویش به تعظیم ببست

ز همه طاعت کرد

روزگاریست که تلخی به همه شیرین است

همه نوش از نیش است

روزگاریست که ایمان همه نانست و شکم

روزگاری که این نان و شکم

یک دین است

 

 

روزگاری که دگر پنجره ها

همه زیبایی ز خاطر بردند

با صدای که بخشکی امیدست شبیه

کف چهار چوب همه پنجره را

به رخ نقش سیه روی لجن زاری خشک

باز کردست و ان

 موریانه های سفید

 جشن مرگی ز تک درختی را

به سفیدی خویش سیاه کردند

 

 

روزگاریست که دگر نیست تلاشی در من

من و تنهایی من

همه تسلیم ولی باز بگو

ایا نانم به کفم رنگین است

کاسه خونی که به کف دارم من

ایا از مرگ دو سه گل به کف گلچین است

 

روزگاریست که من هم پی یک دلقک مست

ایا رنگ خویش همه  باخته ام

روزگاریست که پی نان و شکم

ایا من هم به همه ساخته ام!

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 86/12/14 و ساعت 1:1 بعد از ظهر |
تکنوکراسی اسلامی........در حقیقت اسلام یک

ایدئولوژی است که تکنو کراسی نیز زیر مجمو عه ای از

آن است.

ISLAMIC TECHNOCERACY.........In fact Islam is a

 technocerat idea but it s from the sort of islmic

idea

درود بر مردمم ... مردم افغانستان بزرگ

 

فن سالاری یا تکنوکراسی اصطلاحی است که در سال 1919م (1268ه ش ) ویلیام هنری اسمیت

نویسنده ی آمریکایی آن را ساخت و حکومت فن سالاران را پیشنهاد کرد . هواداران فن کاری پس از جنگ

جهانی اول به مطالعه وضع اقتصادی در ایالات متحده آمریکا پرداختند . یکی از ایشان به نام هووارد

اسکات با نوشتن کتاب و سامانه ی قیمت اصطلاح فن سالاری (تکنوکراسی)را رواج داد .اسکات بر آن بود

که سامانه ی اقتصادی کنونی که بر اساس سامانه ی قیمت هاست کهنه شده است.او معتقد بود که با

این سامانه قدرت خرید از پیشرفتهایفنی واپس می ماند و این واپس ماندگی نتایج گرانی برای قیمت ها

و ثبات اجتماعی دارد . به نظر آنان باید واحد تازه ای برای سنجش ارزش به کار رود که اساس آن قوانین

ثابت فیزیکی باشد و این واحد انرجی تولیداست . در این صورت حکومت به دست فن شناسان خواهد

افتاد . جنبش فن شناسی در نخستین سالهای بحران بزرگ اقتصادی در سال 1930م (1309 ه ش) رواج

داشت اما این مکتب اقتصادی در دهه ی 1960م(1339ه ش) در فرانسه رواج گسترده تری یافت و

فرانسویان آن را دنباله ی نظریه های سن سیمون فیلسوف اجتماعی فرانسوی دانستند که برای آینده

جامعه ای را پیش بینی کرده بود که در آن حکومت به دست فن سالاران دانشمندان و مهندسین خواهد

افتاد . نویسندگانی مانند جان مونو معتقد بودند که قدرت حقیقی باید از دست کارشناسان فنی منتقل

شود زیرا با این کار نوع تازه ای از حکومت آغاز می شود که نه دموکراسی است و نهبوروکراسی بلکه

تکنوکراسی است .بسیاری از جامعه شناسان موافق اند که در جامعه های پیشرفته صنعتی نقش

کارشناسان قویتر شده است ولی شک دارند که حکومت اهل فن بتواند جانشین نظم سیاسی شود .

 

در جهان اسلام و همچنین در افغانستان نیز سخن هایی از تکنو کراسی غربی زده شده است اما سخن

من بر تکنوکراسی اسلامی تاکید دارد . اسلام می گوید اشخاصی باید در راس حکومت اسلامی باشند

که پرهیزگارعادل و عالم باشند پس به نظر من اسلام یک دین تکنوکرات است البته با نوع غربی آن تفاوت

های زیادی دارد .

سخن من تکنوکراسی اسلامی است (Islamic technoceracy) در یک جامعه ی اسلامی باید دانشمندان

و فن سالارانی حکومت داشته باشند که پرهیزگار باشند و از احکام اسلامی آگاهی داشته باشند . فن

سالاری اسلامی یعنی حکومت اسلامی فن سالاران و دانشمندان با قوانین اسلامی و اقتصاد اسلامی و ...

برای شکل گیری چنین حکومتی باید افرادی در جامعه تربیت شوند که هم دانشمند باشند و هم آگاه به

اسلام و هم پرهیزگار ... مثلا یکی از راهها این است که مدارس دینی در کنار تدریس احکام اسلام علوم

دیگر را تا سطح بالا (مثلا کارشناسی و دکتری ) به محصلین آموزش دهند .

 از ایده های شما خشنود خواهم شد ...

افغانستان جاویدان و پاینده باد ........مهر ایزد بر سر او تا ابد ...

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 86/11/12 و ساعت 7:25 بعد از ظهر |
 

خورشید حقیقت بی فروغ نیست . درود بر آزادی  جاویدان میهن ما افغانستان

سیاست همگرایی با دنیا آینده ی افغانستان است .

 

میهن پرشکوه ما با تنوع قومی مذهبی فرهنگی و ... . و منابع اقتصادی بسیار و موقعیت استراتژیک

همواره مورد توجه دنیا بوده است . این توجه گاهی با نگرش های سوء ( مانند اعمال نفوذ نظامی

سیاسی و اکنون فرهنگی و ... ) از سوی دیگر کشور ها مواجه بوده است  . البته این تنوع قومی

(۵۰ قوم = ۵۰ برادر ) همواره با دخالت دیگران موجب بروز مشکلاتی در افغانستان شده است ولی 

(در اینجا تاکید می کنم ) نسل امروز افغانستان نسل اندیشه است . دخالت خارجی را نمی پذیرد .

قلبهای نسل امروز مملو از میهن دوستی و مردم دوستی است .

 پس ای اجنبی (بیگانه ) از رقابت ظاهری اقوام افغانستان فریب نخور و

 چشم از افغانستان عاشق و نسل عشق (نسل کنونی افغانستان ) بردار .

 اگر تنوع قومی در مسیر درست قرار گیرد می تواند عامل بسیار مهم پیشرفت افغانستان باشد .

 

اگنون می گویم نخستین وظیفه ی ما برای حفظ میهن حفظ وحدت و همچنین جلوگیری از نفوذ بیگانگان

(چه آمریکایی جه ایرانی چه پاکستانی چه انگلیسی و چه ...) است .

اکنون می بینیم که بیگانگان میهن ما را به کشور جاسوسان تبدیل کرده اند . تقریبا نیمی از کشور

های جهان در افغانستان جاسوس دارند . در این میان جاسوسان آمریکایی انگلیسی اتحادیه ی اروپا

ایران پاکستان اسرائیل هند چین روسیه و کشورهای عربی بسیار محسوس است .مثلا اسرائیل سامانه

ی الکترونیکی جاسوسی (رافائل )را در افغانستان مستقر کرده است .

آیا نباید این شیر ( افغانستان بزرگ ) برخیزد ؟ شیری که گرگ ها و روباه ها

 را در طول تاریخ دریده است نباید برخیزد ؟؟؟ 

 

ما دست خارجیان و نفوذشان را از میهن مقدس خویش کوتاه خواهیم کرد و آن آینده ی ماست .

 

دومین وظیفه ی ما همگرایی با دنیاست . سیاست همگرایی با جامعه ی جهانی آینده ی افغانستان

است .ما باید با جهان همگرا باشیم و در سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل بسیار فعال

باشیم . ما باید با کشور های جهان از جمله کشور های همسایه و منطقه روابط دوستانه بر قرار کنیم

البته در روابط ما به جهان  منافع میهن ما باید اساس این روابط باشد نه مثل دولت کنونی افغانستان

که بسیاری از منافع مردم و افغانستان را به ازای روابط دوستانه به دیگران پیشکش کرده است .

دولت افغانستان باید سیاست بیطرفی را که دهها سال سیاست تعریف شده ی افغانستان بوده است

حفظ کند .

یکی از مهمترین راههای همگرایی عضویت در سازمان های منطقه ای است که دولت کنونی با وجود

ضعیف بودن این کار را به خوبی انجام می دهد . سازمان شانگهای سازمان کنفرانس اسلامی  اکو

سازمان غیر متعهد ها سازمان کشور های دری زبان و ... سازمان های منطقه ای هستند که افغانستان

 در آنها عضو است .

در اینجا پیشنهاداتی برای دولت افغانستان دارم . یکی از آنها تلاش برای عضویت افغانستان در در

سازمان کشورهای ترک زبان است . با توجه به این که جمعیت با نفوذی از ترک زبان ها را در

افغانستان داریم و عضویت در این سازمان برای ما منافع بسیاری دارد آ‌ن برای ما با اهمیت است .

 

تاسیس سازمان کشورهای پشتو زبان  نیز باید در دستور کار دولت قرار گیرد . افغانستان

پاکستان و هند می توانند از اعضای این سازمان باشند . همچنین افغانستان می تواند کانون همگرایی

 اقوام مختلف باشد .

افغانستان می تواند اتحادیه ی بین المللی هزاره های جهان ( افغانستان پاکستان ایران کشورهای آسیای

 میانه هند و ...) افغانستان می تواند کانون همگرایی بلوچ های جهان ( افغانستان ایران هند عمان ) کانون همگرایی

یهودیان آسیای میانه کانون همگرایی مسیحیان آسیای مرکزی و جنوب آسیا کانون همگرایی اویغور ها

قزاق ها تاتار ها قرقیز ها و  ... و همچنین کانون همگرایی تاجیک های جهان و کانون همگرایی ترکمن ها

ی جهان ( افغانستان ایران عراق ترکمنستان ) و ... را ایجاد کند و به این طریق قلب همگرایی و سازش

در آسیا و مکان سازمان های بین المللی و شایسته ی نام قلب آسیا شود .

همانطور که گفتم هر کدام از ۵۰ قوم ( برادر) ساکن در افغانستان می توانند معیاری برای همگرایی با

با دیگر کشور ها باشد .

مساله ی دیگر مناطق استراتژیک برای افغانستان است و به نظر من استراتژیک ترین منطقه برای

افغانستان در حال حاضر تنگه ی واخان است . افغانستان باید سرکی (جاده ای) را از بدخشان به تنگه

واخان و از آنجا به چین وصل کند تا میهن ما را از وابستگی به دو همسایه ی متخاصم ( ایران و پاکستان)

رهایی بخشد . ما باید راه دیگری برای صدور کالا و ارتباط با دریا داشته باشیم . من نام این سرک را

سرک زندگی می نامم .

ایالت بلوچستان و سرحد پاکستان باید هدف آینده ی ما قرار گیرد .افغانستان باید باید و باید در آنجا نفوذ

داشته باشد . من می گویم مرز های ما تا رود سند است و خط دیورند ظلمی به پشتون ها و بلوچها و

تمام مردم افغانستان است . این تنهات موضعی است که تمام اقوام افغانستان بر آن توافق دارند . از آن

گذشته ما باید راهی به آبهای آزاد داشته باشیم و بندر گوادر با جایگاه بسیار مهمی که در جهان دارد

( یکی از ۴ نقطه ی جهان که قابلیت تبدیل شدن به یک بندر مادر را دارد ) می تواند راه ما به آبهای آزاد

باشد تا ما ابر قدرت اقتصادی و نظامی شویم . در این راه افغانستان باید از هر گونه جنگ و خونریزی

بپرهیزد و از راههای مسالمت آمیز به این اهداف دست پیدا کند .

دریای کاسپین ( خزر) برای ما بسیار مهم است و باید جزه اهداف آینده ی ما باشد .

افغانستان باید تلاش کند سازمان کشورهای آسیای میانه را تشکیل دهد تا آرمان آسیای میانه ی

واحد تحقق پذیرد . این آرمان من است و می خواهم آرمان افغانستان (میهن عشق ) باشد .

کشور های کنونی آسیای میانه به ذخایر نفت گاز و ... غنی هستند . افغانستان و تاجیکستان نیز منابع

آبی بسیاری دارند و در واقع آب آنها از این دو کشور تامین می شود . افغانستان منابع زیر زمینی

بسیاری نیز دارد . اگر آسیای میانه متحد شود ابر قدرتی نو در دنیا تشکیل خواهد شد . آسیای میانه

واحد نه تنها از افغانستان پاکستان تاجیکستان ازبکستان قزاقستان قرقیزستان ترکمنستان بلکه از

جمهوری های مسلمان نشین روسیه ی کنونی مانند تاتارستان داغََِِِستان و چچن و ایالت های مسلمان

نشین چین و هند مانند سین کیانگ چین و پنجاب و کشمیر هند و همچنین ولایات شرق ایران یا حتی

خود ایران تشکیل خواهد شد . این ابر قدرت نو در قلب روسیه و چین ژرفای استرتژیک دارد . بر اقیانوس

هند دریای عمان و خلیج فارس نیز اشراف دارد . پس می تواند بر انتقال انرژی کاسپین (خزر) اشراف

داشته باشد و همچنین عبور و مرور نفت کش ها در خلیج فارس را تحت کنترل خود داشته باشد و در

صورت لزوم گلوی غرب را بفشارد .

بهترین راه برای این آرمان ( آسیای میانه ی واحد) فقط همگرایی است و توسع ی روابط است . در این راه

افغانستان باید از هر گونه جنگ و نبرد بپرهیزد . چگونگی تشکیل اتحادیه ی اروپا می تواند در این زمینه

الگوی ما باشد . ما باید قدرتمند شویم و از راه اعمال نفوذ فرهنگی اقتصادی علمی سیاسی و ... به این

آرمان برسیم .

 

جاویدان میهن ما افغانستان بزرگ

 

+ نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 86/10/15 و ساعت 10:9 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


> OURHAZARISTAN2020 OURAFGHANISTAN2020 ...............معرفي كتاب.............. كوچه ي ما نوشته ي دكتر اكرم عثمان........ ................هزاره های افغانستان نوشته ی دکتر سید عسگر موسوی........................ افغانستان يعني پشه يي نورستاني ايماق عرب قرقيز قزلباش گوجر براهوي پاميري بلوچ قزاق يهودي هندو سيك سيد مسيحي كشميري تاتار مغول اويغور فارس تركمن ازبك تاجيك پشتون هزاره و... اين ها با هم افغانستان را تشكيل مي دهند و اين ها افغانستان هستند ......... Dr. Ramazan Bashardost حاميان بشردوست